از مادری تا مدیریت

از مادری تا مدیریت

از مادری تا مدیریت

از مادری تا مدیریت

اصولی را که موردبحث قرار خواهیم داد به‌منظور بکارگیری در جهان به‌ سرعت در حال تغییر قرن بیست و یکم به وجود آمده است. بنا بر نظر کارشناسان، فردی که حرفه‌ای را در زمان حاضر شروع می‌کند نه‌ تنها باید خود را آماده تغییر مکرر شغل بلکه تغییر رشته کاری بین چهار تا یازده بار بکند. بنابراین فضایلی در قرن بیست و یکم به درد ما خواهند خورد که تغییرپذیر باشند، کاربرد وسیعی داشته باشند و قابل انطباق با موفقیت‌های متفاوت در رشته‌های متفاوت باشkد. درست زمانی که فکر می‌کنی به یک زندگی تثبیت‌شده رسیده‌ای، ممکن است نه‌تنها کارت، یا جایی که در آن استخدام‌شده‌ای، یا شهری که در آن زندگی می‌کنی، شاید تمام دنیایت ناگهان تغییر کند.
ما به بررسی چهار قانون موفقیت خواهیم پرداخت، که به قدمت انجیل‌اند اما کاربرد بسیار وسیعی دارند، و عبارت‌اند از:

  • تعهد
  • انضباط
  • همکاری
  • انعطاف‌پذیری

در صفحات آینده، دو یا سه فصل را خواهید یافت که به بحث درباره هر یک از این اصول می‌پردازند، و شامل چند پیشنهاد قابل‌اجرا هستند تا بتوانند این موفقیت را تبدیل به عادت‌های همیشگی ذهنی کنند.
قبل از توجه به شکل‌گیری این فضایل، مایل هستم تصویری از چگونگی قابلیت جابه‌جایی و پس‌وپیش کردن این اصول بین خانواده و کار به شما ارائه دهم. من و همکارانم در مصاحبه‌های خود با مارلین سربک ملاقات کردیم. او سرپرستی ده نفر از افراد انجمن وکلای ایالتی لس‌آنجلس را به عهده داشت. سربک می‌گفت: «خیلی از این افراد از من باهوش‌ترند و من از این مسئله خوشحالم. من خود را معمار هماهنگ‌کننده‌ای بیش نمی‌بینم. من اینجا هستم که این افراد را مدیریت کنم و به آن‌ها انگیزه بدهم، مانع برخورد آن‌ها بشوم تا بتوانند کارشان را به‌خوبی انجام بدهند.»
از او پرسیدم این مهارت‌ها را چگونه آموخته است. درحالی‌که می‌خندید، پاسخ داد: «برای مادر بودن، آن‌هم به‌صورت تک والد و مراقبت از دخترم که نیاز به کمک تخصصی داشت، مجبور بودم به‌ سرعت یاد بگیرم» یکی از فرزندان او که حالا بیست‌ و هفت سال داشت، چند معلولیت جسمی و روانی دارد، از نظر پزشکی کور کامل محسوب می‌شود و هرگز قادر به حرف زدن نبوده است. او برای برخورداری دخترش «هالی» از بهترین مراقبت‌ها مجبور بود دست یاری به‌طرف خیلی از مؤسسات، دکترها و متخصصین دیگر دراز کند.
سربک می‌گفت: «بارها خود را پشت میز مؤسسه مددکاری اجتماعی می‌یافتم که در حال بحث با پنج یا شش متخصص حرفه‌ای بودم، که هر یک درباره این‌که چه چیز برای دخترم بهترین است عقیده‌ای متفاوت داشتند و با نظر شخصی خود می‌خواستند از او حمایت کنند. بنابراین ناگزیر بودم مهارت‌های گفتگو کردن را یاد بگیریم. آن متخصصین به‌ احتمال‌ قوی درباره تخصص خود بیش از من می‌دانستند، اما این من بودم که می‌دانستم چگونه آن‌ها را کنار هم قرار دهم و ردیف‌ کنم تا راه‌حلی مناسب پیدا شود. وقتی به بازار کار بازگشتم و وارد حرفه مدیریت شدم، کشف کردم آن مهارت‌ها قابل‌انتقال می‌باشند.»

برگرفته از کتاب زندگی متعادل، نوشته آلن لوی مک گینز

[podcast]http://www.modirha.com/wp-content/uploads/2014/12/motherhood.mp3[/podcast]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *