از نابغه سینمای صامت بیاموزیم

از نابغه سینمای صامت بیاموزیم

از نابغه سینمای صامت بیاموزیم

خوشبختی، فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر است.((چارلی چاپلین))

پسربچه کوچکی بود که فعالیتش را در سالن ويکتوريای انگلستان آغاز کرد و تا سن 88 سالگي به اين کار ادامه داد. چهره او برای هر نسلی آشناست، مردی ساده‌دل با آن کلاه، عصا و سبیل قیطانی که خنده را بر لب میلیون‌ها انسان می‌آورد. در خانواده‌ای فقیر و از پدر و مادری هنرمند به دنیا آمد. پدرش را در کودکی از دست داد و مادرش نیز دچار بیماری روحی شد، به همین دلیل چارلی در جوانی به نوانخانه‌ای در لندن فرستاده شد.  او يکي از مشهورترين بازيگران، کارگردانان و موسيقي‌دانان برجسته هاليوود و همچنين برنده جوایز پرشمار است:

-برنده جايزه اسکار بهترين موسيقي

– نامزد دريافت جايزه اسکار در رشته‌هاي بهترين فيلم، بهترين فیلم‌نامه و بهترين بازيگر نقش اول براي فيلم ديکتاتور بزرگ در سال 1941

– نامزد دريافت جايزه اسکار در رشته بهترين فیلم‌نامه ارجينال براي فيلم موسيو وردو در سال 1948

– دريافت جايزه اسکار بهترين دستاورد هنري براي فيلم سيرک در سال 1929

– دريافت جايزه افتخاري یک‌عمر فعاليت هنري در سال 1972

– برنده جايزه افتخاري شير طلايي از جشنواره ونيز در سال 1972

او 65 سال از عمر خود را صرف فیلم‌سازی و بازیگری کرد. هرچند بيشتر فیلم‌های چاپلين کمدي و صامت هستند اما چارلی چاپلین در حقیقت صدای رسای وجدان بیدار انسانی قرن بیستمی است.

چارلی در سینما جکم چارلز دیکنز در ادبیات را دارد، هنرمندان دردکشیده‌ای که فقر، بدبختی، بی‌عدالتی و ظلم را به چشم دیده اما  دیگر تاب و تحمل بی‌عدالتی را ندارند. چاپلین با زبان برنده و گزنده طنز به تمام ثروتمندان، دیكتاتوران و سایر كسانی كه دنیای صنعتی آن‌ها را به خواب فروبرده، طعنه می‌زند. تا آنجا که هیتلر هم نمی‌تواند از زبان طنز و تیز و انتقادی چاپلین دوری کند.

چارلی چاپلین استاد تمایز است، او توانست با حداقل امکانات تصویری متفاوت از خود ارائه کند و شخصیت سینمایی خود را در قالب یک “ولگرد” دوست‌داشتنی و ظلم‌ستیز به‌صورت نمادی جهانی عرضه کندو به یکی از مهم‌ترین چهره‌های صنعت فیلم تبدیل شود.

در ادامه تعدادی از گفته‌های برجای‌مانده از چارلی چاپلین را موردبررسی قرار می‌دهم:

  • مردمان روی زمین استوار ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می‌کنند .

مائو زمانی گفت: «اندیشه‌ی ما (آن‌ها که اهل خطر کردن نیستند)، بسیار کوچک است. همانند قورباغه‌ای ته چاه که می‌اندیشد آسمان تنها به‌اندازه‌ی دهانه‌ی چاه است و خارج که شد دیدگاهش متفاوت است.» چارلی هم درست مانند مدیری کارکشته و باتجربه می‌دانست که امن‌ترین راه ، ريسك كردن است، اما تمام اين بستگي دارد به‌زحمت و تلاش كه لازمه آن كار کردن است. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که هرلحظه در حال تغییر است و دغدغه‌ی بیش‌ازاندازه‌ی ما در مورد امنیت موجب می‌شود که در بسیاری از موقعیت‌ها ریسک نکنیم حال‌آنکه که هرچه تهدیدات و مخاطرات یک بازار بیشتر باشد، به همان اندازه فرصت‌ها نیز بیشتر خواهد بود. به‌علاوه اگر فرصت‌ها توام با ریسک نباشند، نمی‌توان آن‌ها را فرصت واقعی دانست.

مدیران توانمند آگاه به ریسک‌ها و فرصت‌ها  بوده و پایبند به  مدیریت ریسک هستند، چراکه می‌دانند که هیچ فرصتی بدون ریسک نیست. سرزمین‌های تازه کشف نمی‌شوند، مگر آنکه لذت تماشای ساحل امن و آرام را فراموش کنیم.

 

  • درخشان‌ترین تاجی که مردم بر سر می‌نهند در آتش کوره‌ها ساخته‌شده است

در اشعار و ضرب‌المثل‌های ایرانی، نمونه‌های بسیاری از ستایش صبر و بردباری در مقابل دشواری‌ها و نتایج شیرین آن وجود دارد، به‌قول‌معروف آن میوه که از صبر برآمد، شکری بود.  بسیاری از بازیگران توانمند نیز برای رسیدن به نقش مدنظر کارگردان فیلم، تن به کارهای ملالت‌بار و دشوار داده‌اند. به‌طور مثال در کشور خودمان بازیگران کاربلدی مثل «رضا کیانیان» برای فیلم «خانه‌ای روی آب» مجبور شد وزن خود را تا میزان زیادی افزایش دهد.

هنرمندان بزرگ دشواری‌های بسیاری را برای بازی در نقش‌های بزرگ به جان می‌خرند، چراکه آن‌ها به چشم‌انداز خود تعهد دارند. به‌عنوان یک فعال کسب‌و‌کار، از خود سؤال کنیم که تا چه میزان می‌توانیم به  چشم‌اندازی که برای کسب‌وکار خود ترسیم کرده‌ایم، متعهد باشیم و درراه دستیابی به آن صبر و شکیبایی به خرج دهیم؟ انسان‌های کارآمد، آستانه تحمل بالا و شخصیتی بر باردارند و به‌عنوان عضوی از یک سیستم جامع و یکپارچه در مواجهه با شرایط غیرطبیعی با کمترین اختلال و تزلزل عمل می‌کنند.

 

  • وقتی به قدرت نیاز دارید که می‌خواهید کار بدی انجام دهید، در غیر این صورت عشق برای انجام هر چیزی کافی است.

عشق، کسب‌وکار چارلی چاپلین بود و او از همین طریق به ثروت نیز دست‌یافت. امروزه اعتقاد بر این است که نباید به کاری کمتر ازآنچه عاشقش هستیم اشتغال ورزیم. عاشق بودن، یعنی اینکه فعالیت‌هایمان را با عشق انجام دهیم تا هم خودمان و هم دیگران از زندگی لذت بیشتری ببریم. فراموش نکنیم اگر می‌خواهیم بدانیم یک برند، چقدر در بازار موفق است، ابتدا  باید ببینیم که آن برند چقدر با عشق و نیکی و حقیقت زندگی می‌کند. و ما به‌عنوان یک برند، باید این ویژگی را در خود پرورش دهیم. امیدوارم با پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک همگی عالم عامل عاشق باشیم.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *