امروزه بازاریابی چریکی چیست؟

امروزه بازاریابی چریکی چیست؟

بازاریابی چریکی

بازاریابی هر تماس کوچکی است که شرکت شما با هر کسی در جهان بیرونی دارد. هر تماس کوچک، یعنی فرصت‌های زیاد بازاریابی و این به مفهوم سرمایه‌گذاری مقادیر زیادی پول نیست.
مفهوم واضح است:
بازاریابی شامل این موارد است: اسم کسب‌وکار، تعیین این که شما کالا می‌فروشید یا خدمات، روش‌های تولید کالا و ارائه‌ی خدمات، رنگ، اندازه، شکل محصول، بسته‌بندی، محل کسب‌وکار، تبلیغات، روابط عمومی، وب‌سایت، برندسازی، امضای ایمیل، پیام صوتی تلفنی، ارائه‌ی فروش، ارائه‌ی اطلاعات تلفنی، آموزش تلفنی، آموزش فروش، حل مشکلات، طرح رشد بازار و طرح جانشین، اشخاصی که معرف شما هستند، خود شما، اطلاع گرفتن و اطمینان از این که عملیات شما موفقیت‌آمیز بوده‌اند. همچنین شامل ایده‌های شما برای برندسازی، خدمات، طرز رفتار، نگرش‌ها و اعتقادات پرقدرتی است که به کسب‌وکار خود می‌دهید. اگر با این مختصر، فکر کرده‌اید که بازاریابی عملی پیچیده است، حق دارید.
بازاریابی، هنر عوض کردن عقاید مردم، یا حفظ عقاید آن‌ها است، در صورتی که تمایل به انجام تجارت با شما را داشته باشند. مردم یا باید نوع محصول خود را تغییر دهند و یا نوعی از محصول و خدماتی را بپذیرند که قبلاً هرگز وجود نداشته‌اند. این البته زیاده‌خواهی است. هر عملی که انجام می‌دهید یا هر چیزی که نمایش می‌دهید و یا می‌گویید (منظور فقط تبلیغات یا وب‌سایت شما نیست، بلکه تمام اعمال شما را شامل می‌شود)، باعث می‌شود که درک مردم نسبت به شما تحت تأثیر قرار گیرد.
چنین چیزی در یک لحظه و حتی در یک ماه و یا حتی در یک سال اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل است که قاطعانه باید بدانید که بازاریابی یک فرایند است، نه یک رویداد. ممکن است بازاریابی از مجموعه‌ای از رویدادها تشکیل شده باشد، اما اگر بازاریاب چریکی باشید، می‌دانید که بازاریابی آغاز و میانه دارد اما پایان ندارد.
توجه داشته باشید که وقتی واژه‌ی بازاریابی یا بازارسازی را می‌نویسم، در حقیقت، در مورد مشتریان حال و آینده‌ی شما را دارم فکر می‌کنم. عقیده‌ی خاصی ندارم، اما وقتی که شما واژه‌ی بازاریابی را می‌خوانید، احتمالاً فقط در مورد آینده فکر می‌کنید. اشتباه نکنید، بیشتر از نیمی از زمان بازاریابی شما باید به مشتریان فعلی اختصاصی داده شود. یکی از سنگ بناهای بازاریابی چریکی، اطلاعات در مورد مشتریان است که بدون آن، آنچه را که برای به دست آوردن مشتری سرمایه‌گذاری کرده‌اید، به هدر می‌رود. بازاریابی، حقیقتی است به صورت مجذوب‌کننده و دلربا.
اگر بازاریابی را از نظر چریکی در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید که این فرصتی است برای شما تا به مشتریان حال و آینده خود کمک کنید که موفق بشوند. آن‌ها می‌خواهند بیشتر پول دربیاورند، شرکت خود را بسازند، وزن کم کنند، جنس مخالف را جلب کنند، سالم‌تر شوند یا سیگار را ترک کنند.
شما می‌توانید به آن‌ها کمک کنید، می‌توانید راه رسیدن به هدف را نشان دهید. بازاریابی در مورد شما نیست بلکه، در مورد آن‌ها است. امیدوارم که هرگز این موضوع را فراموش نکنید.
بازاریابی مداری بسته است مانند دایره. به شرط اینکه بدانید چه طور راه درست را انتخاب کنید. این دایره با عقاید شما برای سودآوری شروع می‌شود. بازاریابی وقتی به صورت دایره می‌شود که شما از حمایت مشتریانی که معرف شما هستند، برخوردار باشید. هرچه بهتر بتوانید بازاریابی را به عنوان یک دایره ببینید، بهتر می‌توانید به تجربیات گذشته و اشخاص معرف تمرکز کنید. اثر جانبی زیبای این دورنما این است که کمتر سرمایه‌گذاری می‌کنید و بیشتر سود می‌برید.
بازاریابی بیشتر به عنوان عملی روزمره است. چون راه‌های جدید را برای اندازه‌گیری و پیش‌بینی طرز رفتار، تحت تأثیر قرار دادن افراد و آزمایش و تعیین کمیت و کیفیت بازاریابی مطرح می‌کند. بازاریابی بیشتر به عنوان یک علم پذیرفته شده است، همچنان که روان شناسان، بیشتر و بیشتر در مورد رفتار انسان‌ها به ما می‌آموزند.
بازاریابی بدون شک نوعی از هنر است، زیرا نویسندگی هنر است، نقاشی هنر است، عکس‌برداری هنر است، موسیقی هنر است، ویرایش هنر است و هنرپیشگی هنر است. تمام این‌ها را با هم درآمیزید و بازاریابی را در آن ببینید، احتمالاً منتخب‌ترین شکل هنر که تاکنون شناخته شده است.
اما فعلاً افکار علمی و هنری را کنار بگذارید. به مغز خود فرو کنید که در اصل، بازاریابی تجارت است و هدف از تجارت، منافع است. اگر علم و هنر برای سوددهی به تجارتی کمک کنند، احتمالاً چنین چیزی را یک بازاریاب چریکی طراحی کرده است. بازاریاب چریکی تاجری است که به دنبال هدف‌های از پیش تعیین شده مانند سودآوری است، اما برای رسیدن به آن از ابزاری غیرمتعارف استفاده می‌کند.
یک مغازه‌ی کوچک کتاب‌فروشی، از روی بدشانسی در میان دو کتاب‌فروشی بزرگ که رقیبش بودند قرار گرفته بود. روزی صاحب این کتاب‌فروشی به سر کار رفت و متوجه شد که رقیب سمت راست او تابلوی بزرگی آویزان کرده که نوشته است: «فروش عظیم جشن سالگرد! ۵۰ درصد تخفیف!» این تابلو خیلی عریض‌تر از کل عرض مغازه‌اش بود. بدتر این که رقیب سمت چپ او تابلویی بزرگ‌تر نصب کرده و نوشته بود: «حراج بزرگ، بزرگ! ۶۰ درصد تخفیف!» باز هم این تابلو، هم فروشگاه او را کوچک‌تر نشان می‌داد. صاحب این کتاب‌فروشی کوچک چه کاری می‌توانست انجام دهد؟ از آن جایی که او یک بازاریاب چریکی بود، بلافاصله تابلوی خودش را خلق و آن را در بیرون فروشگاه آویزان کرد. روی تابلو نوشته شده بود: «در ورودی اصلی».
بازاریاب‌های چریکی خود را به نیروی بودجه‌های عظیم وابسته نمی‌کنند. در عوض، خود را وابسته به تخیلی ابتکاری می‌کنند. امروزه آن‌ها در بیست روش مختلف با بازاریابی‌های سنتی تفاوت دارند. قبلاً بازاریابی چریکی را بازاریابی کتاب‌های درسی مقایسه می‌کردم، اما الآن این کتاب، خودش جزو کتاب‌های درسی دانشگاهی شده است و باید آن را با بازاریابی سنتی مقایسه کنم.
اگر روش‌های تغییرات بازاریابی را در قرن ۲۱ تجزیه‌وتحلیل کنید، متوجه می‌شوید که بازاریابی چریکی در ۲۰ روش مختلف با بازاریابی قدیمی تفاوت دارد:

  1. بازاریابی سنتی مدعی است که برای یک بازار مناسب باید سرمایه‌گذاری کنید. بازاریابی چریکی مدعی است که اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید، اشکالی ندارد، اما اگر بخواهید زمان، انرژی، تخیل و اطلاعات را سرمایه‌گذاری کنید، احتیاجی به پول ندارید.
  2. بازاریابی سنتی چنان در رمز و راز پوشیده شده است که تاجران زیادی را که نمی‌دانند بازاریابی شامل فروش است یا وب‌سایت، به شدت می‌ترساند و چون آن‌ها می‌ترسند و نگران اشتباه کردن هستند، آن‌ها بازاریابی را کنار گذاشته‌اند. بازاریابی چریکی کاملاً این رمز و راز را از بین می‌برد و بازاریابی را آن طوری که واقعاً هست، یعنی به صورت فرایندی قابل کنترل معرفی می‌کند.
  3. بازاریابی سنتی به کسب‌وکارهای بزرگ وابسته است. در سال ۱۹۸۴، قبل از نوشتن نسخه اصلی بازاریابی چریکی، نمی‌توانستم کتابی در مورد شرکت‌هایی پیدا کنم که ماهیانه کمتر از ۳۰۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری می‌کردند، اگر چه اکنون تعداد زیادی از شرکت‌های فورچون ۵۰۰، بازاریابی چریکی را خریده‌اند و آن را بین فروشندگان و بازاریاب‌هایشان توزیع می‌کنند. اصل، روح و روحیه‌ی بازاریابی چریکی، کسب‌وکارهای کوچک‌اند، یعنی شرکت‌هایی که آرزوهای بزرگ با بودجه‌های کم دارند.
  4. بازاریابی سنتی شیوه‌ی عمل خود را از طریق فروش یا پاسخ به پیشنهادات وب‌سایت، یا موجودی انبار ارزیابی می‌کند. این‌ها عملیاتی اشتباه هستند. بازاریابی چریکی به شما می‌گوید که هدف اصلی، اندازه‌ی سود است که باید برای آن ارزش و توجه قائل شویم. شرکت‌هایی را دیده‌ام که رکورد فروش خود را شکسته‌اند، اما در عمل، پول از دست داده‌اند. سوددهی تنها چیزی است که حقیقت را نشان می‌دهد و باید برای رسیدن به آن، نهایت کوشش را به کار برد. اگر روش بازاریابی‌تان سودی برای شما به همراه ندارد، احتمالاً بازاریابی چریکی هم نیست.
  5. بازاریابی سنتی بر پایه‌ی تجربه و قضاوت است، یعنی روش زیبایی مبتنی بر «حدسیات». اما بازاریابی چریکی، استطاعت غلط حدس زدن را ندارد، از این رو بیشتر به قوانین رفتار انسانی یعنی روانشناسی متکی است، مثلاً ۹۰ درصد تمام تصمیمات خرید، در ناخودآگاه مغز ساخته می‌شوند. اکنون می‌دانیم که چه طور به این قسمت ناخودآگاه وارد شویم: تکرار. قدری فکر کنید تا متوجه شوید که بازاریابی چریکی چگونه کار می‌کند. تکرار در درجه‌ی اول اهمیت است.
  6. بازاریابی سنتی می‌گوید کسب‌وکار را رشد بدهید، قدرت بدهید و سپس مقادیر کالا و خدمات را زیاد کنید. این نوع تفکر، شرکت‌های زیادی را با اشکال روبرو کرده است، چون آن‌ها از مرکز فعالیت اصلی‌شان دور می‌شوند. بازاریابی چریکی می‌گوید تجارت خود را رونق دهید، اما هدفتان را فراموش نکنید. زیرا این همان چیزی است که شما را به اینجا رسانده است.
  7. بازاریابی سنتی می‌آموزد که کسب‌وکار خود را به طور خطی رشد دهید، یعنی مشتریان را یکی‌یکی اضافه کنید. اما این روشی گران است. به همین ترتیب بازاریابی چریکی معتقد است که راه رشد کسب‌وکار، هندسی و غیرخطی است. با بالا بردن حجم معاملات و اضافه کردن هر دوره‌ی فروش بیشتر برای هر مشتری و به‌کارگیری نیروی معرفی هر مشتری و در عین حال بالا بردن و رشد روش‌های قدیمی، کسب‌وکار شکوفا می‌شود. اگر کسب کار خود را در چهار جهت مختلف و همزمان رشد دهید، خواهید دید که خیلی مشکل می‌توانید سود را نشان دهید.
  8. بازاریابی سنتی تمام کوشش خود را برای فروش به کار می‌برد و معتقد است (البته به طور غلط) که فروش پایان بازاریابی است. بازاریابی چریکی یادآوری می‌کند که ۶۸% تجارت‌ها در اثر بی‌تفاوتی بعد از فروش به هدر می‌روند، یعنی نادیده گرفتن مشتریان پس از خرید. از این رو بازاریابی چریکی، تماس دائم با مشتریان را به طور مستمر گوشزد می‌کند و به آنچه می‌گویند، اهمیتت می‌دهد. چریک‌ها هرگز مشتری را از دست نمی‌دهند.
  9. بازاریابی سنتی می‌آموزد که افق را زیر نظر بگیرید و این که کدام رقبا را باید نابود کنید. بازاریابی چریکی نیز افق را زیر نظر می‌گیرد و تعیین می‌کند که کدام کسب‌وکارها دارای آینده و استاندارد تجاری شما هستند تا بتوانید از طریق همکاری با آن‌ها، بازار خود را گسترش دهید و بدین ترتیب هزینه‌های بازاریابی خود را به دلیل همکاری و شراکت با دیگران کاهش می‌دهید. اصطلاح به کار رفته از سوی چریک‌ها در این مورد، «بازاریابی همکارانه» است «یا همکاری کنید یا شکست بخورید.» شعار چریک‌ها است. هنگام تماشای تلویزیون، تبلیغی از مک‌دونالد را می‌بینید. در اواسط برنامه متوجه می‌شوید که این تبلیغی برای کوکاکولا است و در انتها می‌بینید که این تبلیغی برای آخرین فیلم دیسنی است. این بازاریابی همکارانه است و فقط تعدادی از شرکت‌های بزرگ، مانند فدکس و کینکو آن را اجرا می‌کنند. اما بیشتر بازاریابی همکارانه در جهان را که ژاپنی‌ها هدایت‌کننده‌ی آن هستند، در سطح کشورهای کوچک‌تر اتفاق می‌افتد.
  10. بازاریابی سنتی اصرار دارد که علامت تجاری برای معرفی شرکت خود داشته باشید. وسیله‌ای دیدنی برای شناسایی خود. نکاتی که به چشم می‌آیند، ۷۸ درصد قوی‌تر از نکاتی که به گوش می‌رسند در حافظه می‌مانند. بازاریابی چریکی معتقد است که عصر علائم تجاری از بین رفته است، زیرا این فقط به‌خاطرآورنده‌ی اسم شرکت است. در عوض، بازاریابی چریکی یک علامت به یاد آورنده دارد که معرف شرکت است. علامتی بصری یا کلامی که تمام منظور خود را معرفی می‌کند، مانند علائم بین‌المللی ترافیک. در این روزهای هرج‌ومرج یک «میم» یا علامت به یادآورنده، در کوتاه‌ترین زمان، بیشترین مطلب را می‌گوید و نشان می‌دهد. در اینترنت مردم بیشتر از چند ثانیه در وب‌سایت‌ها معطل نمی‌شوند. یک میم بسیار باارزش است. بعداً در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد. میم واژه‌ی جدیدی است که در سال ۱۹۷۶ ساخته شد و ایده‌ای چریکی است که می‌تواند سود و زیان شما را دگرگون سازد.
  11. بازاریابی سنتی همیشه بازاریابی «من» بوده است. به وب‌سایت‌های مختلف بروید و مطالب زیادی «در مورد شرکت ما»، «در مورد تاریخ ما»، «در مورد محصولات ما» و «در مورد مدیریت ما» ببینید. اما مردم توجهی به شما ندارند. بازاریابی «من» آن‌ها را خواب‌آلود می‌کند. به همین دلیل بازاریابی چریکی، همیشه بازاریابی «شما» را تمرین می‌کند. در این نوع تبلیغات، هر واژه و هر ایده در مورد مشتری یا کسی است که به وب‌سایت رفته است. مردم علاقه‌ای به شرکت شما ندارند. آن چه که مورد علاقه‌ی آن‌هاست، خودشان است. اگر در مورد آن‌ها صحبت کنید، با کمال دقت به شما گوش می‌دهند.
  12. بازاریابی سنتی همیشه در مورد اینکه چه چیزی را از مشتری بگیرد، صحبت می‌کند. اما چریک‌ها درک کاملی از ارزش زندگی مشتری دارند و دائماً می‌پرسند که چیزی را می‌توانند به مشتری بدهند و دائماً در این فکر هستند که چه چیزهایی را می‌توانند به طور رایگان در اختیار مشتری قرار دهند. امروزه ما در وسط عصر اطلاعات هستیم و چریک‌ها سعی می‌کنند اطلاعاتی باارزش را هدیه بدهند، مانند جزوه، وب‌سایت‌های اطلاعاتی، بروشور، اطلاع‌رسانی در تلویزیون، فراموش نکنید که گفتم بازاریابی، فرصتی است برای مشتریان شما که به هدف‌های خود دست پیدا کنند. همچنین برای شما فرصتی طلایی است تا بتوانید مشکلات آن‌ها را حل کنید. اگر بتوانید این فرصت را به طور رایگان بدهید، یک چریک هستید.
  13. بازاریابی سنتی معتقد است که تبلیغات، وب‌سایت، نامه و ایمیل مؤثرند. بازاریابی چریکی به این اعتقاد قدیمی می‌گوید مزخرفات، مزخرفات و مزخرفات. تبلیغات دیگر قادر به کاری نیستند. وب‌سایت‌ها؟ شوخی نکن. مردم روزانه می‌آموزند که این‌ها راهی برای ورشکستگی و از بین رفتن امیدهایشان هستند. گست مستقیم و ایمیل سابقاً مؤثر بودند، اما دیگر نیستند. پس چه چیزی مؤثر است؟ چریک‌ها می‌دانند که ترکیبات بازاریابی مؤثرند. اگر یک سری آگهی بدهید، وب‌سایت داشته باشید و پست مستقیم و ایمیل را هم به کار ببرید، همه‌ی آن‌ها مؤثر خواهند بود و در ضمن به همدیگر نیز کمک خواهند کرد. روزهای بازاریابی «تک اسلحه» گذشته است. ما در زمانی هستیم که ترکیبات بازاری راه‌های موفقیت را باز می‌کنند. خرده‌فروش کوچکی را می‌شناسم که آگهی‌های کوچک روزنامه‌ای و رادیویی برای وب‌سایت خود می‌دهد و آن وب‌سایت، مردم را به نمایشگاه او جلب می‌کند و او به راحتی تختخواب‌های ۳ هزار دلاری خود را می‌فروشد. آگهی، برنامه رادیویی و وب‌سایت ترکیب بازاریابی مناسبی برای او هستند.
  14. بازاریاب‌های سنتی در پایان هر ماه پول می‌شمارند. چریک‌ها روابط جدید را می‌شمارند. مردم روابط می‌خواهند، چریک‌ها بین خود و هر یک از مشتریان، روابط را استحکام می‌بخشند. مسلماً از پول بدشان نمی‌آید، اما می‌دانند که روابط طولانی، کلید طلایی رسیدن به موفقیت است.
  15. بازاریابی سنتی به ندرت تأکید بر فناوری داشته است، زیرا فناوری دیروز، خیلی گران تمام می‌شد و محدود و پیچیده بود. اما فناوری جدید به کسب‌وکارهای کوچک، برتری غیرمنصفانه‌ای می‌دهد و آن‌ها را بدون هزینه‌های زیاد، قادر به انجام کارهایی می‌کند که شرکت‌های بزرگ پولدار انجام می‌دهند. بازاریابی چریکی لازم می‌داند که شما از نظر فناوری راحت باشید. اگر نباشید ترس از فناوری اجازه‌ی کار به شرکت‌های کوچک نمی‌دهد. اگر چنین ترسی دارید، قراری با یک روان‌درمانگر گروهی بگذارید، چون هراس از فناوری کشنده‌تر است.
  16. بازاریابی سنتی همیشه پیام‌های خود را به گروه‌ها رسانده است و هر چه گروه بزرگ‌تر باشد، بهتراست. بازاریابی چریکی، پیام خود را به افراد می‌رساند و اگر برای گروه باشد، هر چه آن گروه کوچک‌تر باشد، بهتر است. بازاریابی سنتی در گستره‌ای وسیع کار می‌کند، بازاریابی چریکی در گستره‌ی باریک در حد میکرو و در اندازه‌ی نانو. می‌خواهید محصولی را برای ضعف جنسی مران به بازار بدهید. اگر از طریق تلویزیون این کار را انجام دهید به آن گستره‌ی وسیع گویند. اگر در همان کانال‌ها و در قسمت سلامتی مردها آن را ارائه دهید، در حد میکرو کار کرده‌اید و اگر در مورد مشکلات جنسی مردان باشد، در اندازه‌ی نانو ارائه می‌شود. هر چه گروه کوچک‌تر بشود، هدف بزرگ‌تر می‌شود.
  17. بازاریابی سنتی، غیرعمدی و غیرارادی است. اگر چه تمام اسلحه‌های پرقدرت مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلات و وب‌سایت‌ها را در اختیار دارد، اما جزئیات کوچک را در نظر نمی‌گیرد. جزئیاتی چون جواب دادن به تلفن، دکور دفتر کار و لباس کارمندان. بازاریابی چریکی همیشه عمدی و ارادی است و به تمام جزئیات تماس با جهان خارج توجه می‌کند و هیچ چیز را از نظر دور نمی‌دارد.
  18. بازاریابی سنتی معتقد است که با بازاریابی می‌توانید کالای خود را بفروشید. اما این مربوط به خیلی قدیم است و دیگر اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل است که بازاریابی چریکی معتقد است که بازاریابی می‌تواند فقط به رضایت مردم برای دریافت مواد و کالا از شما امید داشته باشد. عده‌ی زیادی، رضایت خود را نشان نمی‌دهند و به خاطر آن باید دوستشان بدارید، زیرا می‌گویند پولت را پس‌انداز کن و برای ما آن را به هدر نده. اما عده‌ای می‌خواهند که بیشتر بیاموزند، در نتیجه، واژه‌ی جدیدی برای آن‌ها اختراع شده است: تصمیم به ملحق شدن به یک گروه یا سیستم انتخاب. خانمی که یک اردوگاه تابستانی را در شمال شرق اداره می‌کند، آگهی‌هایی در پشت چند مجله می‌دهد. او سعی به فروش تجربیات اردوگاه ندارد و فقط می‌خواهد مردم دی‌وی‌دی رایگان او را درخواست کنند. او دکان کوچکی در اردوگاه محلی دارد و همین دی‌وی‌دی‌ها را به رایگان به مردم می‌دهد مردم، دی‌وی‌دی او را دیده و ساکنان خوشحال، مشاوران تعلیم‌دیده، مناظر زیبای اطراف و تجهیزات عالی اردوگاه را تماشا می‌کنند. آیا دی‌وی‌دی سعی به فروش تجربیات اردوگاهی دارد؟ نه. او فقط سعی دارد به مردم انگیزه‌ای برای مشورت در منزل بدهد. در حقیقت، ۸۰ درصد پدران و مادران، بچه‌هایشان را برای اردوگاه، ثبت‌نام می‌کنند، نه فقط یک بچه بلکه، گاهی اوقات، برادر یا خواهر او هم ثبت‌نام می‌شود. البته پسرعموها و سایر بچه‌های فامیل و همکلاسی‌ها نیز نباید فراموش شوند و این فقط برای یک تابستان نیست. یک اردوگاه تابستانی می‌تواند برای ۴ یا ۵ تابستان یا بیشتر باشد و همه‌ی این‌ها به خاطر این است که مدیر اردو چیزی را نفروخته است. فقط برای جلب رضایت کارکرده و بعد رضایت را وسعت داده است. تمام ایده‌ی این کار در کتاب معروف ست گادین، به نام «بازاریابی اجازه‌ای (Permission Marketing)» نوشته شده است.
  19. بازاریابی سنتی مانند مکالمه‌ی یک نفره است. فقط یک شخص، همه‌ی حرف‌ها را می‌زند و همه چیز را می‌نویسد، دیگران گوش می‌دهند و می‌خوانند. دشوار می‌توان این وضعیت را اساس ارتباط دانست. بازاریابی چریکی یک مکالمه‌ی دوطرفه است. شخصی صحبت می‌کند یا می‌نویسد، شخص دیگر پاسخ می‌دهد. فعل‌وانفعال شروع می‌شود، مشتری نیز با بازاریابی درگیر می‌شود. این یکی از شادی‌های کار با اینترنت است. روابط از مکالمات دونفره شروع می‌شود. مکالمه‌ی دونفره احتیاج به دعوت از مردم برای ثبت‌نام در جایی، ثبت‌نام برای دریافت گزارش کار، فرستادن نمونه‌های رایگان، ورود به مسابقه و رأی دادن در آنلاین دارد و شما باید پاسخ دهید. شرکت‌های کوچک این کار را می‌توانند انجام دهند شرکت‌های بزرگ معمولاً این سرعت و انعطاف را ندارند.
  20. بازاریابی سنتی اسلحه‌های سنگین بازاریابی را شناسایی می‌کند: رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلات، پست مستقیم و اینترنت. بازاریابی چریکی ۲۰۰ اسلحه را در بازاریابی شناسایی می‌کند که بیشتر آن‌ها هم رایگان هستند. قلب بازاریابی چریکی استفاده‌ی درست از اسلحه‌های انتخابی است. درک اساسی بازاریابی چریکی، آگاهی از ۲۰۰ اسلحه، به‌کارگیری و آزمایش تعدادی از آن‌ها و سپس حذف آن‌هایی است که کارایی ندارند. عقیده‌ی اصلی این است که شما باید زرادخانه‌ای از اسلحه‌های آزمایش‌شده‌ی کشنده داشته باشید.

برگرفته از کتاب بازاریابی چریکی، نوشته جی کنراد لوینسون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *