برندهای بزرگ شوخی شوخی …

برندهای بزرگ شوخی شوخی …

laugh

کلیف دیکنز، گرافیست اهل شهر نشویل، مرکز ایالت تنسی آمریکا است. در یک رستوران خاص هر بار که تقاضای کوکاکولا می‌کرد، پیش‌خدمت خانمی که در آن رستوران کار می‌کرد از او می‌پرسید که «اشکالی ندارد به‌جای کوکاکولا پپسی بیاورم؟!»
این تجربه به یک شوخی بین کلیف و دوستانش تبدیل شد و الهام‌بخش کلیف در تصویرسازی مجدد لوگوی شرکت پپسی با شعاری جدید شد که صادقانه این نوشیدنی رو به عنوان انتخاب دومِ مشتریانش به تصویر می‌کشید.

این شوخی منتهی به خلق وب‌سایت «شعارهای صادقانه www.honestslogans.com» توسط کلیف دیکنز شد که وب‌سایتی تخصصی به منظور بازسازی تصویر لوگوی شرکت‌ها به‌گونه‌ای بود که اگر آن شرکت‌ها می‌خواستند در خصوص کالاها و خدماتی که ارائه می‌دهند، صادق باشند، لوگوی آن‌ها به آن شکل تغییر می‌کرد.

در دنیای برند و برندسازی، مشاوران زیادی آماده‌اند تا برای برندهای بزرگ، شعارهای شگفت و زیبا بسازند. شعارهایی که گاه ارتباط چندان زیادی هم با هویت برند ندارند. شعار یک برند، وقتی ارزشمند است که اگر نام برند را حذف کنیم، به سادگی آن را تداعی کند. اما کم نیستند برندهایی که می‌توانیم به سادگی شعارهای آن‌ها را با هم جابجا کنیم،‌ بدون آنکه اتفاق خاصی بیفتد.

کلیف دیکنزگرافیست خلاق، ایده‌ی جالبی را به کار برده است. او تلاش کرده است برای هر یک از برندها، شعاری خلق کند که با واقعیت آن‌ها تطبیق بیشتری دارد. جالب اینجا است که خواندن این شعارها، نه تنها احساس ما را به آن برندها بد نمی‌کند، حتی آن‌ها را برای ما دوست‌داشتنی‌تر هم می‌کند. رسانه‌هایی مانند بیزینس اینسایدر هم به کار زیبای کلیف پرداخته‌اند. او زمانی که این شوخی زیبا را طراحی می‌کرد احتمالاً فکر نمی‌کرد که یک تلنگر مهم را برای حوزه برند و برندسازی خلق کند. اما امروز، یک سؤال مهم، در حوزه‌ی برندسازی، مورد بحث و توجه است. هیچ‌کس دوست ندارد تلخی‌های برند خود را شعار کند. اما فاصله گرفتن از هویت واقعی یک برند تا حدی می‌تواند قابل‌پذیرش یا قابل‌بخشش باشد؟ آیا شعاری که با موقعیت واقعی یک برند در تضاد است، می‌تواند زمینه‌ای برای ارتقاء آن در ذهن مخاطب ایجاد نماید؟

اگر بخواهیم شوخی‌های کلیف را مرور کنیم، باید لحظه‌ای فکر کنیم که:

pepsiآیا بهتر نیست پپسی بپذیرد که وقتی کوکا موجود نیست، اولین گزینه است؟

bicآیا بیک نباید فرض کند که بسیاری از کسانی که این برند را در خاطر دارند، نامش را همیشه پیش چشم دارند تا اشتباهاً آن را نخرند؟

ikeaآیا ایکیا نباید بپذیرد که همه‌ی ما را برای حل کردن پازل سرهم‌بندی قطعاتش، بدون مزد و منت،‌ به استخدام گرفته است؟

facebookآیا مهم‌ترین کارکرد فیس‌بوک تخلیه‌ی احساسات منفی ما نیست؟ لذت بردن از شکست کسانی که در مدرسه، نمره‌ای بیشتر از ما‌ می‌گرفتند و خندیدن به قیافه‌ی مسخره‌ی همسر دوستانمان که پیشنهاد ازدواج ما را رد کرده‌اند؟

gilletteآیا بهتر نیست ژیلت جایی بپذیرد که خلاقیتش، محدود به افزایش تعداد تیغ‌هاست و همه می‌دانیم که پنج سال بعد،‌ با یک ابزار بیست تیغه صورتمان را اصلاح خواهیم کرد؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *