انفجار سقف – 1

انفجار سقف – 1

جک: سخنی از درون دل

سالها پیش از اینکه مرا جک نوترونی بنامند، من براستی سقف یک کارخانه را منفجر کردم_کارخانه واقعی.
سال1963بود، و من در آغاز کار راه شغلی خود بودم. سنم 28 سال بودوبرای سه سال در خدمت شرکت کار می‌کردم.من آن روز بهاری را به یاد می‌آورم، گویی همین دیروز بود. این‌یکی از ترس‌آورترین تجزیه‌های زندگی‌ام بود.
در اتاق کار درپیتزفیلد نشسته بودم، درست در سوی دیگر خیابانی که کارخانه پیشاهنگ ما در آن قرار داشت به کار مشغول بودم که انفجار پدید آمد. انفجاری عظیم که سقف کارخانه را ازجا کند وهمه پنجره‌های طبقه بالا را درهم شکست. همه را به لرزه درآورده،به‌ویژه مرا، که تا نوک پا می‌لرزیدم.
صدای انفجار در گوشم بود که از دفترم بیرون پریدم و به‌سوی کارخانه آجری قرمزرنگ در150 متری ساختمان اداری در خیابان پلاستیکز دویدم. خدای بزرگ؛ امیدوارم کسی آسیب جانی ندیده باشد. تخته کوبی‌های سقف وخرده شیشه های پنجره‌ها در همه‌جا فروریخته بودند. ابرهای از دود و خاک بر روی ساختمان پراکنده بودند.
از پله‌ها خود را به طبقه سوم رساندم. وحشت‌زده بودم. قلبم می‌تپید، و سرتاسر بدنم عرق بود خرابی‌های برخاسته از انفجار بدتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم. قسمت عمده‌ای از سقف به کف ساختمان فروریخته بود. به‌طوری معجزه‌آسا،هیچ‌کس آسیب سخت ندیده بود.
ما روی یک فراگیرد شیمیایی به آزمایش پرداختیم. ما اکسیژن را در یک محلول بسیار فرار در یک دیگ بزرگ می‌جوشاندیم. یک جرقه غیرقابل‌توصیف انفجار را پدید آورد. خوشبختی ما در آن بود که پیچهای ایمنی به طور ازاد طراحی شده بودند اجازه می‌دادند که در یک دیگ به‌طور مستقیم به‌سوی سقف پرتاب شود.
به‌عنوان رییس این طرح، به‌طور آشکار من مقصر بودم.
فردای آن روز، من ناچار از رفتن به بریج پورت در ایالات کنکتیکت شدم تا چگونگی حادثه را به یک مدیر گروه شرکتی،چارلی رید، توضیح دهم. او رئیس بالا سرروبن گوتاف بود که مرا به ترک نکردن جنرال الکتریک ترغیب کرده بود. گوتاف هم در نشست شرکت داشت، ولی من کسی بودم که در خط مقدم دفاع بودم، ومن برای هر پیش آمدی آماده بودم.
رییسان جنرال الکتریک همه گونه توقعات را از مدیران خود داشتند. آنان انتظار داشتندکه زیر دستا نشان اندیشه‌های تازهای در زمینه‌های کار خود فراهم آورند. آنان انتظار داشتند که زیردستانشان وارد بازارهای تازه شو ندو در آمد ها را افزایش دهند.آنان انتظار نداشتند که کسی کارخانه ای را منفجر کند.
من میدانستم چگونگی انفجار دیگ آزمایش را توضیح دهم، وراه چاره‌هایی هم برای تعمیر این خرابی اندیشیده بودم. ولی اعصابم به‌کلی پریشان بود. اعتماد من به‌اندازه ساختمان در هم ریخته تکان خورده بود.
من چارلی رید را به‌خوبی نمی‌شناسم. بااین‌همه، از لحظه‌ای که در بریچ پورت پا به دردون دفترش گذاشتم، او مرا چنان پذیرفت که به کلی احساس راحتی کردم. چارلی که دارای درجه دکترای فلسفه در رشته مهندسی شیمی از موسسه فن شناسی ماسا چوستر به عنوان معلم ریاضیات کاربردی به خدمت مشغول بود. او مردی میان اندام و میان هیکل با سری بی مو بود که همواره برقی از چشمانش می درخشید.
او سخت شیفته فن شناسی بود. او مرد مجردی بود که با جنرال الکتریک پیوند بسته بود، ومدیر بلند پایه اجرایی جنرال الکتریک بود که تجربه به دست آورددر قلمرو صنعت شیمیایی داشت. چارلی به خوبی میفهمید که وقتی شما در دمای بالا با مواد فرار کار میکنید چه اتفاقی می توان پدید آید.
در آن روز، به گونه ای دور از باور، با من همدردی میکرد. او در پرداختن به این حادثه به تقریب شیوه سقراطی را در پیش گرفت. او میخواست بداند از این حادثه من چه آموخته بودم واینکه آیا من میتوانم فراگر در اکتور را از نو سامان دهم . او پرسید که آیا ماباید طرح را همچنان دنبال کنیم. همه سخنان برخاسته از فهم ودانش بود، ونه از احساس وعصبانیت.
او گفت،«بسیار خوب شد که ما هم اکنون درباره این دشواری آگاه شدیم و نه درزمانی که طرح را در مقیاس بزرگ برقرار می‌داشتیم. خدا شکر که کسی در این حادثه آسیب جانی ندیده است.»
واکنش چارلی اثر بزرگ بر من گذاشت.
هنگامی که کارکنان اشتباهی میکنند، آخرین چیزی که توقع دارند سرزنش و توبیخ است.آنان نیاز به پشتیبانی و ترغیب وتقویت اعتماد دارند.در چنین مرحله باز گرداندن اعتمادبه‌نفس، بسیار ضروری است. من فکر می‌کنم«گیج کردن»کسی که از وی خطایی سرزده است یکی از بدترین کارهایی است که هر کس از ما می‌تواند انجام دهد. این‌یک شوخی رایج در بازبینی‌های عملیاتی جنرال الکتریک است اگر کسی از مدیران ارشد اجرایی مورد سرزنش قرارمی گیردوکسی از حاضران در گروه نیزبه سرزنش کنندگان می پیوندد، گروه ستادی به طورنوعی دستمال سفیدی را درهوا پرتاب میکند واز گیج کردن مدیر جلوگیری می‌کند.

برگرفته از کتاب جک، سخنی از درون دل، نوشته جک ولش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *