خواستن توانستن است

خواستن توانستن است

خواستن توانستن است

خواستن توانستن است

این عقیده را ندارم که با کمبود ایده های چشم گیر مواجه شده ایم. این باور را دارم که کسب وکار شما پر است از فرصت های بزرگ، که می توان با آن ها کارها ی بزرگی انجام داد. خیر! آن چه وجود ندارد، ایده نیست، بلکه تمایل به اجرا درآوردن آن هاست.

هدف من در کتاب «گاو بنفش» این است که این مساله را آشکار کنم که افزایش تمایل به انجام کارهای شگفت انگیز، باعث ایمنی بیش تر می شود، نه خطرات بیش تر. زمانی که می بینید روش های قدیمی جز شکست نتیجه ای ندارد، خلق روش های چشم گیر که ارزش صحبت دارند، ضروری تر می شود.

یکی از مهمترین بهانه هایی که همکاران شما عنوان می دارند این است که آن ها قادر نیستند ایده های ناب پیدا کنند؛ یا اگر هم پیدا کنند، نمی دانند چگونه آن را از ایده های نامناسب تشخیص دهند. این کتاب آن قدر حجیم نیست که در آن همه ی تکنیک های موفقیت آمیز جلسات « چالش فکری»، « ایده پروری»و « خلاقیت» که در همه ی شرکت ها ی دنیا به کار می رود را مطرح کنم. آن چه می توانم انجام دهم، این است کهه ایده های « قابل استخراج» را بر جسته و نمایان سازم؛ نکته هایی که شما می توانید برای آغاز راه رسیدن به گاو بنفش، از آن ها استفاده نمایید.

علامت* در کنار نکته های قابل استخراجی که در سراسر کتاب عنوان شده، درج شده است.

مطالعه موردی: بالا رفتن از آسانسور

بدون شک آسانسورها نمونه ی بارزی از یک محصول مصرفی نیستند. ممکن است گاهی تا بیش از چند میلیون دلار هزینه در برداشته باشند.

آسانسورها معمولا زمانی که یک ساختمان برای نخستین بار بنا شده است، نصب می گردند. آن ها فقط زمانی خریداری می شوند که ساختمان، بیش از سه یا چهار طبقه داشته باشد.

حال چگونه یک شرکت فروشنده ی آسانسور با دیگر شرکت ها رقابت می کند؟ تا به حال، فروش آسانسور در بازی های گلف، مهمانی های شام و با برقراری روابط بلند مدت دوستانه با مامورین خرید شرکت های ساختمان، بیش از سه یا چهار طبقه داشته باشد.

حال چگونه یک شرکت فروشنده ی آسانسور با دیگر شرکت ها رقابت می کند؟ تا به حال، فروش آسانسور در بازی های گلف، مهمانی های شام و با برقراری روابط بلند مدت دوستانه با مامورین خرید شرکت های ساختمان سازی صورت می گرفت. این روند مورد تردید نیست، اما شرکت « شیندلر الویشن»، قواعد بازی را با بهره گیری از گاو بنفش، به کلی تغییر داده است.

در حالی که در شرکت «کپ جمینی»، حوالی میدان تایمز قدم می زنید، با یک مشکل تازه مواجه می شوید. مشکل چیست؟ هر آسانسور اصولاً در یک محل ثابت نصب می شود. تا زمانی که آسانسور به طبقه ی شما برسد، در طول مسیر، پنج، ده یا پانزده بار توقف می کند. این امر برای شما آزاردهنده است. با توقف آسانسور در هر طبقه، افرادی که در سالن اصلی هستند، بیش تر و بیش تر عصبی می شوند. ساختمان به آسانسورهای بیش تری نیاز دازد، اما پولی برای خرید آن ها نیست و جایی برای نصب آن ها.

راه حل چیست؟ وقتی شما به آسانسور ها می رسید، دکمه ی طبقه ای که می خواهید به آن بروید را روی صفحه کنترل می فشارید. در عوض سیستم به شما می گوید که کدام آسانسور شما را به طبقه ای که می خواهید، حمل می کند.

با این راه حل ساده، شرکت، آسانسور را به یک حمل کننده ی سریع تبدیل کرده است. آسانسور، شما را به سرعت به طبقه ی دوازدهم می برد و به سالن اصلی باز میگردد. به این معنا که حتا اگر ساختمان بلندتر هم باشد، برای همان تعداد انسان، به تعداد کم تری آسانسور نیاز است. زمان انتظار کوتاه تر می شود و می توان از فضای ارزشمند ساختمان، برای موارد دیگر استفاده کرد؛ نه برای نصب آسانسور های بیش تر. با این ابتکار، شرکت با هزینه ای بسیار کم، به یک موفقیت بزرگ رسید.

آیا شرکت ساختمانی در دنیا هست که ازاین « قاعده شکنی» بی اطلاع باشد؟ به نظر نمی سد. در واقع این مهم نیست که چقدر تبلیغات انجام می دهیم و یا برای فروش، چند مهمانی برگزار می کنیم.

*به جای تلاش در استفاده از تکنو لوژی جدید به منظور تولید محصولاتی بهتر و مطابق با استانداردهای رفتاری خریداران، تلاش کنید تا آن ها را به تغییر در رفتار دعوت کنید و محصول را به نحو چشم گیری کاراتر سازید.

برگرفته از کتاب گاو بنفش، نوشته ست گادین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *