تفکر به عنوان یک مهارت

تفکر به عنوان یک مهارت

درس‌های درست اندیشیدن

شما دو راه برای انتخاب در پیش رو دارید:

  1. تفکر، موضوعی است مربوط به هوش و هوش را ژن‌هایی تعیین می‌کنند که با آن‌ها زاده شده‌اید. همان‌طور که واقعاً نمی‌توانید رنگ چشمانتان را تغییر دهید، قادر به تغییر بیشتر تفکرتان نیستید.
  2. تفکر مهارتی است که به‌وسیله‌ی آموزش، تمرین و از طریق یادگیری این‌که از چه راهی بهتر می‌توان بدان دست یافت، می‌تواند بهبود یابد. تفکر با مهارت‌های دیگر فرقی ندارد و اگر اراده کنیم می‌توانیم به مهارت بهتر در فکر کردن نائل شویم.

این دو عقیده‌ی متضاد را به سادگی می‌تواند با هم ترکیب کرد. هوش، مانند اسب بخار در یک اتومبیل است. ممکن است استعداد هوشی ذهن دست‌کم تا حدی به‌وسیله‌ی ژن‌های ما تعیین شده باشند. با وجود این، شواهدی در دست است که استفاده از ذهن می‌تواند ویژگی‌های آنزیمی مغر را تغییر دهد، درست همان‌طور که به‌کارگیری ماهیچه‌ها می‌تواند ویژگی‌های آن‌ها را تغییر دهد.
کارکرد یک اتومبیل به قدرت اسب بخار آن بستگی ندارد، بلکه به مهارت راننده‌اش بستگی دارد. بدین‌سان، اگر هوش، اسب بخار اتومبیل است، پس تفکر مهارتی است که به‌وسیله‌ی آن اسب بخار به کار گرفته می‌شود.
هوش، استعداد بالقوه است و تفکر، مهارت در کار است.
اگر بخواهم تفکر را تعریف کنم باید آن‌گونه که در زیر می‌آید، بگویم: «تفکر مهارت در کار است که از طریق آن، هوش بر تجربه‌ی ما تأثیر می‌گذارد.»
اگر مقایسه‌ی اتومبیل را کمی بیشتر ادامه دهیم، به دو نتیجه‌ی مهم می‌رسیم:

  1. اگر اتومبیل پرقدرتی داشته باشید در نتیجه نیاز دارید که مهارت‌های رانندگی خود را افزایش دهید. اگر مهارت‌های رانندگی خود را افزایش ندهید، در نتیجه قادر نخواهید بود از قدرت موجود استفاده‌ی کامل ببرید. از این گذشته ممکن است برای دیگران نیز خطرآفرین باشید.

به همین ترتیب، افراد بسیار باهوش باید مهارت‌های فکری خود را افزایش دهند تا بیشترین استفاده را از هوش بالای خود ببرند. در غیر این صورت، مقدار زیادی از هوش بالای آن‌ها تلف می‌شود.

  1. اگر اتومبیل کم قدرتی دارید، در این صورت لازم است تا مهارت رانندگی خود را به میزان زیادی گسترش دهید تا فقدان قدرت کم اتومبیل را جبران کنید. بنابراین، کسانی که خود را خیلی باهوش نمی‌دانند، می‌توانند با بهتر کردن مهارت‌های خود در زمینه‌ی تفکر، عملکرد خود را بهبود بخشند.

برگرفته از کتاب درس‌های درست اندیشیدن، نوشته ادوارد دوبونو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *