روانشناسی یادگیری

روانشناسی یادگیری

روانشناسی مطالعه

روانشناسی یادگیری

به نظر ارنست هلیگارد، روانشناس معاصر آمریکایی، یادگیری تغییر پایداری در رفتار فرد است که بر اثر تجربه در تواناییهای بالقوه او، به وجود می آید.

نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی آشکار است. یادگیری تنها آموختن مهارتی خاص یا فراگرفتن مطالب درسی نیست؛ بلکه در رشد شخصیتی و ارتباطهای اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد می‌گیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری می‌شود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او و همچنین تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان می‌شود.

فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده است و دانشمندان بسیاری درباره آن اظهار نظر، پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سؤالات را روشن کرده‌اند، بطوری که می‌توان با صراحت و اطمینان در مورد اینکه «یادگیری چیست؟ چگونه رخ می‌دهد و عوامل موثر بر آن چه چیزهایی هستند؟» بحث کرد.

ویژگی‌های یادگیری

تغییر در رفتار

یادگیری همراه با «تغییر» است، به گونه‌ای که بعد از کسب یادگیری، موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بیرونی یا درونی) به یک روش یا حالت جدید تغییر می‌یابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم در رفتارهای پیچیده او دیده می‌شود.

پایداری نسبی

درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری، یادگیری محسوب نمی‌شود، بلکه تغییرات ناشی از یادگیری پایداری (Permanency) دارند و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمی‌توان به یادگیری نسبت داد. نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد، هیجانها، خستگی و … که پس از رفع اثر دارو، موضوع هیجان یا رفع خستگی و … تغییرات نیز ناپدید می‌شوند. فردی که مسئله یا چیزی را یاد گرفته است، تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در می‌آورد.

توانایی‌های بالقوه

یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد می‌کند. بدین معنی که «تغییرات پایدار در رفتار» نتیجه تغییر در «توانایی‌ها» هست، نه تغییر در رفتار ظاهری. از طرف دیگر این توانایی‌ها همیشه مورد استفاده قرار نمی‌گیرند بلکه بعضی مواقع به صورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در می‌آیند. مثلاً فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است، اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی به صورت بالقوه در فرد باقی می‌ماند و هر وقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود (مثلا یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد) این توانایی از حالت بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در می‌آید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بین نمی‌رود.

تجربه

هر نوع تغییر در توانایی‌های بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر «تجربه (Experience)» باشند، یعنی «محرک‌ها یا عوامل» بیرونی و درونی بر فرد (یاد گیرنده) تأثیر بگذارند. نظیر خواندن کتاب، گوش دادن به یک سخنرانی، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و ….

بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد به وسیله عواملی به غیر از تجربه به دست می‌آیند، یادگیری محسوب نمی‌شوند. تغییرات پایدار غیر تجربه‌ای بیشتر عوامل رشدی را دربرمی‌گیرند. نظیر عضلانی شدن، دندان درآوردن، تغییرات بلوغ، پیر شدن و …

یادگیری یا وراثت

بحث در مورد نقش یادگیری و وراثت (Inheritance) به سه نظریه متفاوت (که هر یک طرفداران خود را دارند) منتهی می‌شود.

گروه اول از این دیدگاه دفاع می‌کنند که «این وراثت است که رفتار و اعمال ما را شکل می‌دهد و یادگیری نقشی زیادی ندارد.»

گروه دوم به نقش مطلق یادگیری تأکید نموده و وراثت را رد می‌کنند.

اما در دهه‌های اخیر نظریه سومی نیز مطرح گردید که در آن بر «نقش تعاملی وراثت و یادگیری» تأکید شده است.

هم از لحاظ نظری و هم از دیدگاه تحقیقی، نظریه سوم بهترین دیدگاه و راهکار را دارد. از دیدگاه این گروه نه وراثت و نه یادگیری مطلق نیستند، بلکه آنها کامل کننده یکدیگر هستند.

انسان موجودی یادگیرنده است اما انسان چیزی را یاد نمی‌گیرد، مگر آنکه قبلاً در ساختار ژنتیکی‌اش، توانایی‌ها و برنامه ریزی‌های لازم را داشته باشد. به همین خاطر هیچ رفتاری وجود ندارد که تحت تاثیر یادگیری قرار نگیرد. مثلا کودکان بعد از سن معینی شروع به خزیدن، ایستادن و راه رفتن می‌کنند (نقش وراثت) با این حال در ابتدا نواقص و مشکلات زیادی دارند که با گذشت زمان و در اثر تجاربی که بدست می‌آورند، آنها را اصلاح می‌کنند (نقش یادگیری).

حافظه و یادگیری

به نظر می‌رسد انسان هر چه دارد (منظور پیشرفت‌ها) از برکت وجود حافظه (Memory) دارد. اگر حافظه نبود، شواهدی هم برای وجود یادگیری در دسترس نبود. گفته شده است «اگر حافظه نبود، انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز، روشن کردن آتش را دباراه یاد بگیرد». بدین ترتیب حافظه و یادگیری بطور جدایی‌ناپذیری با هم ارتباط دارند. حافظه، یادگیری را با ذخیره کردن تجربیات و یکپارچه کردن آنها تسهیل می‌کند.

برای ثبت، نگهداری و بازخوانی موضوعات یادگرفته شده، مراحل سه گانه رمزگردانی (Coding)، اندوزش (Storage) و بازیابی (Retrieval) لازم است. این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه، یعنی حافظه فوری (Immediate Memory حافظه کوتاه مدت (Short- Term Memory) و حافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فیزیولوژی یادگیری و حافظه

تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه، در مغز انجام می‌گیرند. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت نورونهایی که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند، انجام شده است تا به سؤالاتی از قبیل «مکانیزم عصبی یادگیری و یادآوری چگونه است؟، چگونه خاطره‌ها نگهداری می‌شوند؟ و …» پاسخ داده شود.

این تحقیقات به نظریه‌های زیاد و متفاوتی مانند نظریه تثبیت (Consolidation Theory)، نظریه سنتز پروتئین (Portion Synthesis Theory)، نظریه میانجی‌های عصبی (Neurotransmitter Theory) و … منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهی انسان از فرایند دقیق این اعمال ناقص است و پژوهش‌ها در این زمینه ادامه دارند.

گستره روانشناسی یادگیری

کلید ورود به مطالعات و مباحث روانشناسی، مطالعه و آگاهی از روانشناسیِ یادگیری است. روانشناسیِ یادگیری، پایه‌ای برای درک و فهم سایر حوزه‌های روانشناسی است و سایر حوزه‌های روانشناسی نیز از نظریات و تحقیقات روانشناسی یادگیری، استفادهای وسیعی می‌برند. در کنار این موضوع، روانشناسی یادگیری در زندگی روزمره از کاربردی‌ترین حوزه‌های روانشناسی است. مدرسه، آموزشگاه‌ها، روشهای تربیت کودک، آموزش رانندگی، روش‌های درمانی و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر، به یادگیری و روشهای آن وابسته هستند.

چشم انداز این علم

این تفکر که «در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد» محال است. توجه، مطالعه، اظهارنظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روش‌های آن، از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر می‌رسد این وضع در آینده هم، به همین ترتیب باقی بماند. انسان همیشه دنبال روش‌های جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهش‌های مرتبط با «یادگیری شناختی» از پرکاربردترین و مقدم‌ترین حوزه‌ها است و در آینده هم این حوزه، فعالیت بیشتری خواهد داشت.

منبع: رشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *