شانزده راز بزرگ بازاریابی چریکی – ۴

شانزده راز بزرگ بازاریابی چریکی – ۴

تشریک‌مساعی
یکی از جنبه‌های زیبای نمایشگاه او مراجعت مشتریان راضی است که همیشه به گرمی پذیرایی می‌شوند. حس پرقدرتی از تشریک‌مساعی، درگیری و مساعدت وجود دارد. تجارت ثابت می‌کند که تشریک‌مساعی از طریق پیگیری مداوم، ارسال نامه، دعوت مشتریان برای فروش‌های خصوصی، ارائه‌ی دست‌چین‌های سفارشی، وب‌سایت مؤثر و همیشه نام آن‌ها را به خاطر داشتن، انجام می‌گیرد. مشتریان هم با مراجعت چندباره در طی سال و پیدا کردن چیزی برای خرید، تشریک‌مساعی می‌کنند؛ یعنی با سفارش کردن و دادن نشانی به دوستانشان یا به همراه آوردن آن‌ها و فراهم کردن گواهی و پر کردن پرسش‌نامه‌ها، مساعدت خود را نشان می‌دهند.

وابستگی
مشتری من خود را به صورت آزاد و خودکفا نمی‌بیند، در عوض خود را کاملاً به کارخانه، به عرضه‌کنندگان و فراهم‌کننده‌های مواد اولیه، به نمایشگاه‌های نزدیک، به رسانه‌هایی که او را از موقعیت‌ها آگاه می‌کنند و به رقبای دوردست وابسته می‌بیند. این افراد نیز به نوبه‌ی خود برای اطلاعات، تجارت و اشخاص معرف به او وابسته هستند. همه دارند می‌آموزند که هر چه بیشتر وابسته باشند، سود بیشتری خواهند داشت. وابستگی، یک راز چریکی دیگر است. تعدادی از تاجران، خود را آزاد و بدون وابستگی فرض می‌کنند، اما چریک‌ها می‌دانند که قدرت به کار گروهی وابسته است.
وقتی که اولین چاپ این کتاب منتشر شد، مشتری من همان قدر در مورد کامپیوتر می‌دانست که من در مورد شام دیشب شما می‌دانم. اما حالا کامپیوتر جزئی اساسی از کسب‌وکار اوست و او را قادر می‌سازد که سوددهی را بالا برده و هزینه‌ها را کم کند.

اسلحه
فرهنگ‌های لغات، تجهیزات لازم برای شروع و بردن یک نبرد را اسلحه می‌نامند. اسلحه‌ی چریک‌ها فناوری است. اسلحه کامپیوتر شماست، حضور آنلاین شما است، موبایل شما است، پیجر شما است، تماس الکترونیکی داخل تجارت و در جهان شما است، پیام‌گیر، ماشین فکس و وانت‌های تحویل بی‌سیم‌دار شما است. در داخل کارخانه‌ی شما، ابزاری است برای تولید بهتر، با مواد کمتر. اکنون می‌توانید تمام این اسلحه‌ها را با یک کامپیوتر ارزان خلق کنید. این فهرست، طولانی و خلاق است و مرگبار برای رقبا.

رضایت
در اینجا می‌خواهم که توجه شما را به لغت جدید OPT in جلب کنم که به معنی «به طور اختیاری در معرض دریافت اطلاعات جدید در مورد یک شرکت قرار گرفتن است». اکنون، تقریباً غیرممکن است که از طریق آگهی، فروش داشته باشید. بنابراین بهترین آگهی و بهترین بازاریابی، سعی در جلب رضایت مردم است. کار شما وسعت دادن رضایت و سپس فروش است. به خاطر بیاورید که در فصل اول دیدیم که خانمی از طریق نمایش ویدئویی، اردوگاه تابستانی خود را کرایه می‌داد و سپس آن را توسعه می‌داد و مشتریان را برای مشورت‌های داخل منزل راضی می‌کرد. وب‌سایت‌ها، هدفشان رضایت گرفتن و سپس گسترش آن برای فروش است. هر چه بیشتر به آن توجه کنید، کمتر درمانده می‌شوید و بهتر کار خواهید کرد.

محتویات
پانزدهمین راز –محتویات – یادآوری می‌کند که مصرف‌کنندگان بزرگ‌تر از هر موقع دیگر شده‌اند و کمتر در معرض آثار خاص، زرق و برق و آراستگی قرار می‌گیرند. آن‌ها تفاوت بین سبک و محتویات را می‌دانند. ممکن است سبک شما آن‌ها را جلب کند، اما دغدغه‌ی اصلی آن‌ها وجود محتویات است. محتویات پیشنهادی شما قلب و کسب‌وکار آن‌ها را تسخیر می‌کند. مانند کلارا پلر، خانم مسنی که در نمایش تلویزیونی وندی بازی می‌کند. پول واقعی وقتی به دست شما می‌رسد که بتوانید سؤال معروف او را جواب دهید: «گوشت کجا است؟» می‌توانید با یک سس مخصوص، سالاد کاهو و گوجه‌فرنگی درست کنید، اما مردم دنبال گوشت هستند؛ یعنی اگر محتویات پیشنهادی شما وجود نداشته باشد، مردم جای دیگری دنبال آن می‌گردند، درست مانند خود شما.

تقویت
و بالاخره شانزدهمین راز که وقتی نشسته‌اید و فکر می‌کنید که کارتان به پایان رسیده است، با آرنجش به دنده‌های شما می‌کوبد. به یاد داشته باشید که رقبای شما هر روز باهوش‌تر می‌شوند؛ پس کار اصلی شما تقویت حملات بازاریابی است. طرح خود را قوی کنید. وب‌سایت خود را تقویت کنید. اسلحه‌های جدیدی به زرادخانه‌ی خود اضافه کنید. همکاران بازاریابی هم جوش زیادتری را اضافه کنید. سعی کنید سود بیشتری از سرمایه‌گذاری خود ببرید. بازاریابی هر روز تغییر می‌کند؛ چه تاکتیک‌ها و تکنیک‌هایی را برای سود بیشتر و سرمایه‌گذاری کمتر به کار می‌برید.

این ۱۶ راز باارزش رازهایی هستند که در این کتاب خواهید آموخت؛ این‌ها قوانین بسیار مشکلی هستند.
دوستان شما، کارمندانتان، همکارانتان، شرکا، فامیل و عرضه‌کنندگان مواد وقتی که نتایج فوری را نمی‌بینند، پیشنهاد می‌کنند که برنامه‌ی خود را تغییر بدهید و این‌ها اولین نفراتی هستند که از برنامه‌ی شما خسته و کسل می‌شوند. اما مشتریان شما این طور حس نمی‌کنند؛ آن‌ها نسبت به کالای شما اطمینان پیدا کرده و شما باید با تمام قدرت از تخریب این اطمینان جلوگیری کنید.

نتیجه‌ی اخلاقی: وقتی طرح بازاریابی خود را توسعه می‌دهید تا وقتی که به آن تعهد پیدا نکرده‌اید، مهر تأیید به آن نزنید. تا وقتی که برای سرمایه‌گذاری در آن با انتظارات واقعی سوددهی آماده نشده‌اید، آن را تأیید نکنید و تا وقتی که واقعاً برای به کار انداختن طرح آماده نیستید، آن را انجام ندهید. این به آن معنی نیست که می‌توانید تغییر به وجود آورید. البته که می‌توانید؛ اما تغییرات را وقتی که کاملاً باثبات شده‌اید، ایجاد نکنید.

  • کار شما: اطمینان کردن مشتریان آینده به شما
  • اسلحه‌ی سری شما: تعهد به برنامه‌ی خود
  • شخصیت شما: شکیبا
  • بازاریابی شما: انواع مختلفی از حداقل بیست اسلحه
  • چارچوب شما: روحیه‌ی ثبات
  • سرمایه‌ی شما: چند سرمایه‌گذاری مناسب در بازار
  • انرژی شما: قبل و بعد از فروش
  • عملیات شما: در دسترس بودن شما
  • پیام خلاق شما: چیزی که خواننده را شگفت‌زده کند
  • کار پردرآمد و بی زرق و برق شما: ارزیابی این که چه کسی مشتری شما است و کجا در مورد شما شنیده است
  • نسبت شما با مشتریان: تشریک‌مساعی با آن‌ها
  • نسبت شما با شرکت‌های دیگر: وابستگی به همدیگر برای سودآوری متقابل
  • زرادخانه‌ی بازاریابی شما: پر از اسلحه‌های چریکی، فناوری راحت و آسان
  • هدف بازاریابی شما: جلب رضایت مشتریان برای دریافت مواد بیشتری از شما
  • دلیل بازدیدهای دائمی مردم از فروشگاه یا وب‌سایت شما: محتویات خوب به همراه ایده‌های خوب
  • کار دائم و بی‌پایان شما: تقویت زرادخانه‌ی بازاریابی، درک، شجاعت، لرزه به ارکان رقبا انداختن

هرگز نمی‌توانید ادعا کنید که کاملاً از ۱۶ راز بازاریابی آگاه نیستید. با دانستن آن‌ها و با قرار دادن آن‌ها به عنوان سنگ بنای کسب‌وکار، نسبت به رقبایتان خیلی جلوتر و سرآمدتر هستید.
بیایید این برتری را بیشتر کنیم؛ بیایید برنامه‌ی موفق را بیازماییم.

اما هفدهمین راز: این رازها را انجام دهید. در مأموریت خود به عنوان یک چریک، آن‌ها را به کار ببرید.

برگرفته از کتاب بازاریابی چریکی، نوشته جی کنراد لوینسون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *