فقط یو …!

فقط یو …!

فقط یو ...!

روسر ریوز سال‌ها در آژانس تد بیت مشغول به کار بود و در سال 1961 کتابی به نام «واقعیت در تبلیغات» نوشت. وی در آن کتاب، فعالان عرصه‌ی تبلیغات را ملزم می‌کند که تمامی ابزارهای ارتباطی خود را روی فرایندی به نام یو.اس.پی. (پیشنهاد فروش به شیوه‌ای منحصربه‌فرد) متمرکز کنند. ریوز در مورد این فرایند می‌نویسد: «مشتری می‌خواهد از هر تبلیغی فقط یک چیز را به خاطر بسپارد، یک ادعای قوی یا یک ایده‌ی قوی». نظریه‌ی پیشنهاد فروش به شیوه‌ای منحصربه‌فرد در سال 1961، نظریه‌ای مؤثر به شمار می‌آمد اما امروزه، ظاهراً تنها چیزی که از این جمله هنوز قدرت خود را حفظ کرده، عبارت «منحصربه‌فرد» است.
امروزه مشتریان دوست ندارند در معرض فروش قرار بگیرند، آن‌ها دوست دارند که خودشان خرید کنند و تمایل دارند خرید خود را در محیط‌های قبیله‌ای انجام دهند. بنابراین بهتر است که شرکت‌ها ابزار ارتباطشان را به جای یو.اس.پی. بر مفهوم دیگری به نام یو.بی.تی. (خرید قبیله‌ای منحصربه‌فرد) متمرکز کنند که به طور طبیعی با محصولات و خدمات یک شرکت تناسب دارد. در یک قبیله که خبرها به سرعت در آن منتشر می‌شوند، نام‌های تجاری گسترش و کشش بیشتری پیدا می‌کنند.
یو.اس.پی. درباره‌ی تحمیل محصولات یا خدمات به مشتری بود؛ در حالی که یو.بی.تی. در مورد ترغیب مردم به قبیله‌ای است که می‌توانند به آن اعتماد کنند.
در بازار امروز که عرضه‌های بی‌شمار و در عین حال تقلیدی در آن رو به افزایش است، مردم آن‌قدر که به دنبال هویت قبیله‌ای هستند، به دنبال ویژگی‌ها و فواید کالاها نیستند. آن‌ها از خود می‌پرسند: «خرید این محصول چه چیزی از من خواهد ساخت؟»
به بیان ساده‌تر، آن‌ها به دنبال متمایز کردن خود با نوع خریدشان هستند.
کسی که ساعت رولکس می‌خرد کاملاً آگاه است که ارزان‌ترین ساعت نیز زمان را همانند رولکس نشان می‌دهد اما رولکس، پرستیژ و اعتبار و تمایز طبقه‌ی اجتماعی او با دیگران را نشان می‌دهد.

برگرفته از کتاب زاگ، چگونه یک نام تجاری متمایز بسازیم؟ نوشته مارتی نیومیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *