قوانین انگیزش

قوانین انگیزش

قوانین انگیزش

قبل از پرداختن به قوانین انگیزش بیایید به دو سؤال پاسخ بدهیم:

  1. دوست دارید مدیر یا طرف مقابل شما چه خصوصیاتی داشته باشد؟
  2. آیا شما خودتان این خصوصیات را دارید؟

برای پاسخ به سؤال اول، تصویری کاملاً واضح در ذهن ایجاد کنید.
فهرستی از تمامی خصوصیت‌هایی می‌خواهید فرد مقابل شما داشته باشد، بنویسید.
این فرد ممکن است مدیر، همسر، دوست، همکار، شاگرد، استاد، کارمند و یا هر نقش دیگری داشته باشد.

با در نظر گرفتن پاسخ سؤال اول، جواب دادن به پرسش دوم، می‌تواند مبنای اصولی شود که موجب رشد ما باشند.

نتیجه پاسخ به این دو پرسش، دستیابی به روشی عملی برای افزایش انگیزه خودمان و یا دیگران خواهد بود.

قوانین انگیزش:

قانون اول: ایجاد انگیزه نیازمند هدف است.

انگیزه درباره تلاش به‌سوی آینده است و آینده بدون مقصد و هدف، تلاشی در پی نخواهد داشت.
تصور کنید در ورزشی مانند فوتبال هدف (برد) وجود نداشت. انگیزه بازیکنان و مربی چه بود؟ اگر هواداری وجود داشت، منتظر چه اتفاقی می‌توانست باشد؟

برای رهایی از ناامیدی و بی‌علاقگی و برای دستیابی به انگیزه و انرژی قبل از هر چیز باید هدف خود را تعیین کنید.

قانون دوم: انگیزه همیشگی نیست.

همه ما این موضوع را تجربه کرده‌ایم که بعد یا هنگام مطالعه یک کتاب یا حضور در یک همایش و سمینار یا صحبت با یک فرد خاص و …، انگیزه فراوانی برای انجام کاری را پیدا کرده‌ایم.
تجربه فراگیر بعدی این است که آن انگیزه سرشار، بعد از مدتی به دلایل مختلف فروکش می‌کند.
پس انگیزه نیرویی است که باید به‌طور مداوم شارژ شود. از طرفی از گزند هر چه به آن آسیب می‌زند در امان بماند.

باید همه مواردی که به انگیزه ما لطمه می‌زنند را بشناسیم.
پس از شناخت آن‌ها، به‌جز دوری از آن‌ها، باید بدانیم که در صورت رویارویی با این موارد، واکنش درست چیست.

قانون سوم: نیاز به تأیید و تحسین

یکی از قدرتمندترین چیزهایی که موجب ایجاد، حفظ و افزایش انگیزه فرد می‌شود، تأیید و تحسین دیگران است.
کودکی که نقاشی‌اش را به پدر و مادرش نشان می‌دهد، تأیید و تحسین نیاز دارد.
با دریافت تأیید و تحسین، فرد نه‌تنها باانگیزه‌تر می‌شود، بلکه کار تأیید و تحسین‌شده را بسیار بیشتر تکرار خواهد کرد.
تأیید و تحسین شکل‌های مختلفی دارد: از جایزه اسکار تا یک عنوان شغلی، از یک گواهینامه و مدرک تا یک لبخند، از یک تجلیل رسمی تا اعطای یک شاخه گل و …

قانون چهارم: مشارکت در کارها

یکی از عواملی که باعث ایجاد و افزایش انگیزه افراد می‌شود، جلب مشارکت آن‌ها در انجام کارهاست.
افراد با مشارکت در کارها احساس ارزشمند بودن می‌کنند.
این افراد هم با تمام وجود آن کار را انجام می‌دهند و هم درباره آن فکر می‌کنند تا باعث پیشرفت آن شوند.

نکته‌ای که وجود دارد این است که این مشارکت باید تداوم داشته باشد.
گاهی فرد با ذوق و شوق ایده‌ای را درباره کاری که در آن مشارکت دارد، مطرح می‌کند.
شنیدن با دقت و بها دادن به فکر و نظر او، حتی در صورت عدم پذیرش، موجب تداوم افزایش انگیزه فرد می‌شود.

قانون پنجم: مشاهده پیشرفت

یکی از ویژگی‌های بشر این است که وقتی خودش را در حال پیشرفت می‌بیند، باانگیزه‌تر می‌شود.
به عبارتی مشاهده پیشرفت، نوعی تأیید و تحسین درونی برای نزدیک شدن به هدف‌هاست.

وقتی هدف بزرگ‌تر به اهداف کوچک‌تر تقسیم می‌کنیم، دستیابی به هر هدف کوچک، تأیید و تحسینی برای ماست.

در کارهای مشارکتی و گروهی، ارائه گزارش‌های پیشرفت، عاملی انگیزاننده برای اعضای گروه است.

قانون ششم: چالش‌ها، فقط در صورت پیروزی انگیزاننده هستند.

مبارزه، چالش و رقابت در افزایش انگیزه بی‌نهایت مؤثر هستند.
اما شرط لازم این است که افراد باور داشته باشند که شانس برنده شدن در این چالش‌ها را دارند.

پس برای افزایش انگیزه، خودتان را به چالش بکشید و وارد رقابت شوید.
چالش‌هایی انتخاب کنید که آن‌قدر ساده و آسان نباشند که برد در آن‌ها حتمی است.
همچنین چالش‌هایی انتخاب نکنید که بعید باشد در آن‌ها به پیروزی برسید.

قانون هفتم: هرکس یک کلید انگیزشی دارد.

هرکسی را می‌توان باانگیزه کرد به‌شرط آن‌که بدانیم کلید برانگیزاننده وی چیست و کجاست.

به عبارتی کار زیاد و زحمت بسیار، تضمین‌کننده پیشرفت و درنتیجه افزایش انگیزه نیستند.

مهم درست بودن کار و به‌جا بودن زمان انجام آن کار است.
یعنی باید کلید درست را در زمان درست بزنیم تا موتور انگیزه روشن شود.

قانون هشتم: عضویت در گروه

عضو یک تیم بودن و احساس تعلق به یک گروه داشتن، باعث ایجاد انگیزه می‌شود.

این قانون با قانون مشارکت در کارها همپوشانی بسیاری دارد.
اما اینجا همین‌که شخص، عضو تیم یا گروه خاصی محسوب شود، باانگیزه‌تر می‌گردد.

هواداری از یک تیم ورزشی، عضوی از یک واحد سازمانی بودن، شاگردی استادی خاص و …

افراد این گروه‌ها با انجام فعالیت‌های فوق‌برنامه، باعث افزایش مضاعف انگیزه خود و هم‌گروهی‌های خویش می‌شوند.

قانون نهم: داشتن شخصی الهام‌بخش

داشتن یک نفر که برای فردا الهام‌بخش باشد، باعث افزایش انگیزه او می‌شود.

این شخص می‌تواند مدیر، همسر، همکار، استاد، دوست، رقیب و یا هر نقش دیگری داشته باشد.
معمولاً در روابط احساسی، طرف مقابل برای فرد انگیزه بسیار بالایی ایجاد می‌کند.
پاسخ به سؤال اول، کشف خصوصیاتی است که دوست دارید تا شخص الهام‌بخش شما داشته باشد.

قانون دهم: فقط باانگیزه‌ها دیگران را برمی‌انگیزانند.

برای اینکه باعث افزایش انگیزه دیگران شوید، شرط اول باانگیزه بودن خودتان است.
انسان در نقش‌های مختلف باید بتواند برای دیگران، مفید باشد.
هر نقشی که فرد داشته باشد، انگیزه او تأثیر مستقیمی بر انگیزه اطرافیانش می‌گذارد.
پاسخ به سؤال دوم، کشف نقاط قوت و ضعف شما در مورد باانگیزه بودن است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *