هفت افسانه در مورد خانم‌ها

هفت افسانه در مورد خانم‌ها

هفت افسانه در مورد خانم ها

هفت افسانه در مورد خانم ها

  • افسانه‌ی یک: «فقط به خاطر تفاوت در محصولات، می‌توانید به خانم‌ها چیز بفروشید». این حقیقت وجود ندارد؛ چون خانم‌هاروابط را می‌خواهند. آن‌ها ترجیح می‌دهند مایع ظرف‌شویی را از شرکتی بخرند که سرمایه‌گذار برنامه بعد از مدرسه است. نوآوری در روابط، بیشتر از نوآوری در محصولات برای خانم اهمیت دارد.
  • افسانه‌ی دو: «محصولات نهایی و خودکفا هستند.» بازاریاب‌ها باید یک مکالمه خلق کنند. هر ارتباطی الزاماً دوطرفه است.
  • افسانه‌ی سه: «خانم‌ها خرید کردن را دوست دارند». گزارشی از وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد که ۶۰ درصد خانم‌ها خرید کردن را نوعی تجربه‌ی منفی در نظر می‌گیرند.
  • افسانه‌ی چهار: «تحقیقات بر روی تبلیغاتی که تنها یک‌بار پخش می‌شوند، می‌تواند راهنمای خوبی برای شناخت ترجیحات خانم‌ها باشد». فیث پاپ کورن می‌گوید که امکان ندارد بتوان توانایی یک آگهی را در ساختن روابطی طولانی، فقط با یک‌بار دیدن تعیین کرد.
  • افسانه‌ی پنج: «خط‌مشیشرکت‌های بزرگ بی‌اهمیت هستند». ارزش‌های یک شرکت، از فعالیت‌های بازاریابی آن جدا نیست.
  • افسانه‌ی ششم: «ارائه‌ی خدمات، هدف نهایی دفتر خدمات است». خدمات عملکرد نهایی بازاریابی است.
  • افسانه‌ی هفت: «خانم‌ها اهل ریسک و کارآفرین نیستند». خانم‌هادو برابر آقایان شرکت باز می‌کنند و به همان نسبت هم کارمند استخدام می‌کنند.

متأسفانه، کار استرس می‌آورد. مجله‌ی ورکینگ ومن، از خوانندگانش درخواست کرد که بهترین درمان برای استرس را نام ببرند. در ۶۱ درصد موارد پول و در ۵۶ درصد وقت بیشتر، درمان استرس نامیده شدند.

گروه‌های قومی، دارای نیروی خرید زیادی هستند. آسیایی –آمریکایی‌ها حدود ۱۰ میلیون نفر هستند که بیشتر آن‌ها ثروتمند و تحصیل‌کرده هستند و هیچ نوع وابستگی خاصی نیز برای چریک‌ها ندارند. بازارهای اسپانیایی و آسیایی در مجموع، قدرت خریدی معادل ۲۱۶ میلیارد دلار دارند، ضمن آنکه مانند سابق با گروه‌های دیگری ادغام نمی‌شوند و می‌دانند که اگر نخواهند ادغام شوند، مجبور به این کار نیستند. تغییرات در فناوری ارتباطات، به تازه‌واردان اجازه می‌دهد که فرهنگ و هویت زبانی خود را حفظ کنند و به چریک‌ها اجازه می‌دهد که با نهایت دقت این بازارها را هدف قرار دهند. به عنوان یک چریک، باید از قدرت خرید نژادهای مختلف در آمریکا آگاه باشید. در سال ۲۰۰۴، قسمت سفیدپوستان با ۸۶۰۰ میلیارد دلار پیشتاز بودند، سپس سیاه‌پوستان با ۷۰۷۷ میلیارد دلار، آسیایی‌ها با ۳۶۳ میلیارد دلار، چند نژادی‌ها با ۲۵۸ میلیارد دلار و سرخ‌پوستان با ۴۷ میلیارد دلار به ترتیب در مقام‌های بعدی قرار داشتند.

تا سال ۲۰۰۸، قدرت خرید آفریقایی‌های مقیم آمریکا، آسیایی‌ها و خود آمریکایی‌ها در مجموع، از مرز ۵/۱ تریلیون دلار خواهد گذشت، با آن‌ها آشنا شوید و آن‌ها را با خود آشنا کنید.

افرادی که در کشورهای خارجی به دنیا آمده‌اند، ۱۰ درصد کل، یعنی حدود ۳۰ میلیون نفر می‌شوند که در عرض ۵ دهه‌ی گذشته این بالاترین رقم بوده است.

با اینکه بازار آسیایی‌ها نسبت به بقیه‌ی اقوام کوچک‌تر است، اما به سرعت در حال رشد است. آمار نشان می‌دهند که درآمد متوسط خانواده‌یآسیایی‌ها در آمریکا، بالاتر از حد متوسط است. چریک‌هاارزش‌های سنتی مهم آسیایی را می‌شناسندمانند آزادی، تفریح، اتحاد خانوادگی برای موفقیت‌های مالی و مقام‌های اجتماعی.

چریک‌ها بر استحکام محصول یا شرکت تأکید دارند. آسیایی‌ها به شرکت‌هایی که اعتبار و تجربه دارند جلب می‌شوند. بازار آسیایی‌ها شامل: چینی‌ها، کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها، ویتنامی‌ها و لائوسی‌ها است.

برای دسترسی به این جوامع، یک آگهی در روزنامه‌هایشان بدهید، نمایش کوچکی در کانال‌های تلویزیونی آن‌ها اجرا کنید، در برنامه‌های آنلاین آن‌ها شرکت کنید، در کنفرانس‌ها و چت آنلاین آن‌ها شرکت کنید. با پست مستقیم آزمایش کنید، سرمایه‌گذار وقایع آن‌ها باشیدو اگر بتوانید چیزی به آن اضافه کنید، به وب‌سایت‌های آن‌ها بروید. تعدادی از گروه‌های قومی، از رسانه‌هایی با زبان مادری‌شان استفاده می‌کنند.

بعضی از بزرگان بازاریابی از این گروه‌هامی‌ترسند، از بازارها، فرهنگ خارجی و زبان ناآشنا می‌ترسند. چریک‌ها این مبارزه را قبول می‌کنند، با آژانس‌های تبلیغاتیآن‌ها کار می‌کنند. آژانس‌های تبلیغاتی متخصص می‌توانند برای دسترسی و ارتباط با هر بازار قومی به شما کمک کنند. شرکت‌های زیادی با این نوع تخصص در حال تأسیس هستند. چندین آژانس تبلیغاتی در خدمت بازار عظیم آفریقایی –آمریکایی‌ها هستند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید از طریق تماس با موتورهای جستجوی خودتان و در روزنامه‌ها و مجلات مانند ادویک، جستجو کنید.

بازار دیگری که دارای رشد سریع است، شرکت‌های کوچک هستند. شرکت‌های کوچک بیشتر از ۹۰ درصد کل تجارت آمریکا را تشکیل می‌دهند و ۲۴ درصد آمریکایی‌ها خود را افرادی می‌دانند که از طریق کامپیوتر متصل به یک شرکت بزرگ کار می‌کنند. بیشتر از ۴۰ میلیون آمریکایی در خانه‌ی خود کار می‌کنند. تعداد شرکت‌های مستقر در منزل، سالی ۲۰ درصد افزایش دارد. در سال ۱۹۹۲، در حدود ۴/۱۲ میلیون شرکت مستقر در منزل وجود داشت. در سال ۲۰۰۵ این تعداد از ۲۰ میلیون نیز بالا رفت. متوسط سن افرادی که در منزل خود کار می‌کنند ۲/۴۰ سال استکه درآمدی در حدود ۵۹۲۰۰ دلار در سال داشته و کارمند دفتری هستند و در اطراف یا نزدیکی یک منطقه‌ی دارای مترو زندگی می‌کنند. ۴۸ درصد افرادی که در خانه کار می‌کنند، فارغ‌التحصیلاندانشگاه‌ها هستند. ۶۵ درصد آن‌ها ازدواج کرده‌اند. در خانه چه نوع کاری انجام می‌دهند؟ مهم‌ترین شغل آن‌ها، مشاوران مدیریت، مشاوران مالی،‌ مشاوران بازاریابی و مشاوران اینترنت هستند. هدفی منطقی برای بازار است؛ این‌طور نیست؟ باید همین‌طور باشد. زیرا فناوری، کار را برای موفقیت شرکت‌های کوچک آسان‌ترمی‌کند؛ کار در منزل و موفقیت در آن.

توضیح موفقیت

هنگامی که بر بازار یا بازارهای متمرکز شده‌اید، می‌توانید جایگاه خود را در بازار مشخص کنید. سپس باید جایگاه خود را نسبت به چهار معیار دیگر بسنجید:

  • آیا فایده‌ای که ارائه می‌دهد مطابق با خواسته‌ی مخاطبان من است؟
  • آیا این جایگاه واقعاً برای مخاطبان فایده دارد؟
  • آیا واقعاً من را از رقبایم متمایز می‌کند؟
  • آیا منحصر به فرد است و تقلید کردن از آن مشکل است؟

اگر کاملاً از جواب‌هایتان راضی نیستید، برای موقعیتی مناسب باز هم تحقیق کنید. وقتی که سؤال‌ها را در حد رضایت خود پاسخ دادید، موقعیتی منطقی خواهید داشت که شما را به طرف هدفتان هدایت خواهد کرد. برای یک موقعیت صحیح در بازار، باید کوشش و هدف‌های واضح و سازنده داشته باشید. موقعیت‌یابی، کلید بازاریابی است. هیچ چریکی به فکر انجام بازاریابی بدون طرحی مناسب که شامل یک موقعیت خوب است، نمی‌افتد.

قبل از نوشتن طرح خود، بزرگ فکر کردن را تمرین کنید. تصورات شما عامل محدودکننده نیست، پس در مورد تمام احتمالات کار خود فکر کنید.

امکان دارد که طرح خود را در ده صفحه بنویسید. در ابتدا سعی کنید آن را در یک عبارت شرح دهید، البته یادتان نرود که می‌توانید با هفت واژه آن را بیان کنید. بهتر است که روی استاندارد طلایی استراتژی هفت‌جمله‌ای بازاریابی چریکی تمرکز کنیم.

استراتژی هفت‌جمله‌ای بازاریابی چریکی

بدون این‌هااز خانه بیرون نروید. حتی بدون این‌هاکسب‌وکار هم نکنید. بدون اسلحه و زره به جنگ نروید، بدون یک برنامه‌ی ساده بازاریابی کسب‌وکار نکنید. چریک‌ها با هفت عبارت ساده، استراتژی خود را خلق می‌کنند.

  • هدف بازاریابی: عملیات فیزیکی که می‌خواهید مشتریان احتمالی شما انجام دهند. مانند وارد وب‌سایت شما شدن، بازدید از فروشگاه شما، کندن کوپن از روزنامه‌ها، تماس گرفتن با تلفن شما، جستجو کردن کالای شما در حین خرید، اتومبیلی را آزمایش کردن، از پزشکی در مورد محصولات شما پرسیدن.
  • چه طور به این هدف می‌رسید؟ برتری رقابتی شما و سود.
  • بازار یا بازارهای هدف شما.
  • اسلحه بازاریابی مورداستفاده.
  • جایگاه شما در ذهن بازار، ویژگی خاص و ایماژی که در ارائهمی‌دهید.
  • هویت شرکت شما.
  • بودجه‌ی بازاریابی شما که به صورت درصدی از کل درآمد شما بیان می‌شود. در سال ۲۰۰۶، شرکت‌های متوسط آمریکایی، ۴ درصد کل درآمد خود را در بازاریابی سرمایه‌گذاری کردند.

نشر آزادی (فری‌دام پرس) چه طور آن را انجام داد؟

فرض کنید نام شرکت شما فری‌دام پرس باشد و قصد دارید کتابهایی در مورد کار آزاد بفروشید؛ استراتژی شما با واژه های زیر شروع می شوند:

هدف از بازاریابی فری‌دام پرس، انگیزه دادن به مردم برای سفارش دادن کتاب به صورت آنلاین یا پست است تا بتوانیم حداکثر تعداد کتاب را با صرف کردن حداقل هزینه برای هر کتاب بفروشیم. انجام عمل بدین ترتیب است که کتابها را به مشاغل آزاد چنان معرفی می کنیم که ارزش آنها برای خواننده، از ارزش هزینه ی آن بیشتر باشد. بازار مورد هدف افرادی هستند که می خواهند درگیر مشاغل آزاد شده و از این راه درآمد داشته باشند.

بعد ممکن است چنین ادامه پیدا کند:

ابزار بازاریابی ما شامل آگهی نیازمندیها در مجلات، روزنامه ها، آنلاین، پست مستقیم، فروش در سمینارها، کسب شهرت در روزنامه ها و در رادیو و تلویزیون خواهد بود. همچنین شامل فروش مستقیم در کتاب فروشیها، آگهی فروش پستی در مجلات، قرار دادن آگهی در صفحه ی اعلانات آنلاین به صورت هفتگی و مختص مشاغل آزاد، فرستادن ایمیل به چند شغل آزاد و وبسایت هایی است که با مشاغل آزاد در ارتباط هستند. مکانی که فری‌دام پرس اشغال می کند، کسب و کاری است که اطلاعات باارزشی را برای مشاغل آزاد فراهم می کند. هویت ما شامل خبرگی، قابلیت خواندن و پاسخ سریع به درخواست های مشتریان است. ۳۰ درصد درآمد فروش، به بازاریابی اختصاص داده می شود.

این یک عبارت طولانی است و خیلی هم ساده، اما کار را انجام می دهد. این برای یک محصول است نه یک خدمت، برای درآمدی که هیچ نوع تماسی با عامه ی مردم ندارد. با در نظر گرفتن تمام اختیارات و راه های موجود، از نظر بازاریابی، این سفارش پستی چیز زیادی احتیاج ندارد و در زندگی واقعی عالی عمل می کند؛ و از سال ۱۹۷۴ تاکنون برای من مفید بوده است.

طرح با هدف بازاریابی شروع می شود، یعنی از پایین به بالا. سپس به منافعی مربوط می شود که خط آخر و آن کسانی که به آن کمک می کنند را تزئین می کند، یعنی شنوندگان.سپس ابزارهای بازاریابی در فهرست وارد می شوند. بعد از آن بیانیه ی موقعیت قرار می گیرد، که شرح می دهد شرکت نماد چه محصولی است. چرا پیشنهادها ارزش دارند و چرا باید آنها را خرید. هویت (نه تصویر)، بعد از آن می آید و هزینه ی بازاریابی را پایان می دهد.

لحظه ای تأمل کنید و تفاوت مهم بین هویت و تصویر را به وضوح دریابید. تصویر، معرف چیزی مصنوعی است؛ چیزی که اصلی نیست. هویت، توصیف کننده ی واقعیت کسب و کار شما است و شخصیت شما. شما هم هویت دارید. بهتر است امیدوار باشیم که این، آن چیزی است که می خواهید باشید. اگر آن را بنویسید، احتمالاً همان چیزی است که می خواهید باشید.

تاجری با کارمندانش جلسه ای تشکیل می دهد و تصویری می سازند که از سوی فرهنگ های لغات به مفهوم «نمای خارجی» توصیف شده است. طرح بازاریابی آنها منعکس کننده ی تصویری است که انتخاب کرده اند. اگر مشتریان بفهمند که این تجارت آن چیزی نیست که آنها انتظار داشتهاند، نسبت به شرکت بدگمان می شوند. تاجر دیگری با کارمندانش جلسه تشکیل می دهد و هویت خود را شناسایی می کنند. پایه ی آن را بر حقیقت قرار می دهند. بازاریابی آنها منعکس کننده ی این هویت است. مردم می بینند که تجارت همان چیزی است که آنها انتظارش را داشته اند، آنها آرام می شوند و می دانند که می توانند به این شرکت اعتماد کنند. کدام یک از این دو تاجر چریک است؟ چه چیزی برای شکست شما بهتر است: تصویری غیرواقعی یا یک هویت درست؟ هر دوی ما جواب را می دانیم.

این استراتژی بازاریابی تک – نو آکادمی (Tech-Know Academy) است.

هدف تک – نو آکادمی، ثبت نام آنلاین در وب سایت خودمان، از اعضایی که هدف بازار ما هستند، با هدف پر کردن زمان آزاد شرکت به طور صددرصد، برای آموزش کامپیوتر است. این کار با نشان دادن مدارک علمی استادان، محل عملیات و تجهیزات انجام خواهد شد. بازار مورد هدف، تاجران محلی هستند که از آموزش کامپیوتر سود خواهند برد. ابزارهای تبلیغاتی، بروشورها، علائمی روی تابلوی اعلانات آنلاین و آفلاین، یک بلاگ، آگهی های نیازمندیها در روزنامه محلی، آگهی در کتاب اول، پست مستقیم، متخصصان بازاریابی، سمینارهای رایگان، نمونه و تبلیغات در روزنامه های محلی و رادیو و تلویزیون خواهد بود. موضع این شرکت به عنوان منبع اصلی کار یک به یک و ضمانت فعالیت در عملیات کامپیوتری خواهد بود و موقعیت آن به وسیله ی حضور آنلاین در جامعه ی محلی، دکور دفتر، لباس کارمندان، رفتار پای تلفن و انتخاب محل تقویت می شود. هویت این شرکت ترکیبی از حرفه ای گری، توجه شخصی و توجه گرم انسانی برای شاگردانمان است. ده درصد از درآمد فروش اختصاص به بازاریابی دارد.

بیشتر برنامه های بازاریابی، مخصوصاً اگر در یک عبارت خلاصه شده باشند، به طور گول زننده ای ساده به نظر می رسند. یک طرح تجارت کامل که به اندازه ی ۵ عبارت است (طرح بازاریابی، طرح خلاق، طرح رسانه ای، طرح مالی، طرح مدیریت) یا حتی به طول ده عبارت یا بیشتر، به عنوان راهنما کار می کند و لازم نیست که تمام جزئیات را بیان کند.

 

 

روسای شرکت کوکاکولا متوجه این ضرورت برای خلاصه نویسی شدند و گفتند « اگر نقشه کسب و کار را بخوانیم در یک جمله بیان کنیم، چنین خواهد بود: قصد داریم به قدرت بازاریابی اضافه کنیم، تا بتوانیم در دهه ی آینده سود بیش تری ببریم».طبیعتاً طرح بازاریابی، بازار را میشناساند. این طرح، چارچوبی برای خلق آگهی فراهم کنندگان مواد، و سایرهمکاران ارائه می دهید، آن ها به خواب نمی روند.

یک نقشه کسب و کار ممکن است مدارکی برای پشتیبانی لازم داشته باشد، مانند نتایج تحقیقات، موقعیت رقابتی کلی، محاسبات مالی، وسایر ریزه کاری ها. اما این ریزه کاری ها را نباید در خود طرح بازاریابی قرار بدهید. طرح بازاریابی چریکی، کوتاه است و مختصر. یک نقشه جاده، هر جا که مناسب است، اسم قرار می دهدیا شماره می گذارد، نه هر جایی که ممکن است.

طرح بازاریابی باید دارای روح سادگی باشد. وقتی که کارمندان تان آن را می خوانند، باید بلافاصله متوجه هدف های شما بشوند، زیرا استراتژی مستقیم و واضح است. هر چه طرح شما خلاصه باشد، راحت تر می توان آن را درک کرد. هر تعداد مدارک پشتیبانی را که می توانید برای کمک به طرح بازاریابی تان استفاده کنید، اما از اطلاعات پشتیبانی در خود طرح استفاده نکنید. جزئیات را برای مدارک دیگری بگذارید. وقتی که تمرکز مناسبی به طرح خود دارید، در مناطقی که مربوط به کارتان می شود، آن ها را گسترش دهید. در حین انجام این کار، به خاطر آورید که هدف اصلی شما به دست آوردن حد اکثر سود است. سود با فروش تفاوت دارد؛ هر کس میتواند چیزی بفروشد، اما یک چریک سود درستکارانه به دست می آورد. شما هم سود خواهید برد، اگر هدف های خود به وضوح در فهرست بنویسید. از جمله زمان بندی، بوجه برای تمام طرح های وابسته به کسب کار و محاسبات شما، ابتدا باید مربوط به آینده ی درا زمدت باشد و سپس برای کوتاه مدت. این یک هدف رویایی است با حد زمانی.

تعداد زیادی لز طرح های بازاریابی مبسوط ، شامل تجزیه و تحلیل موقعیت نظیر اطلاعاتی در مورد مشتریان اصلی، احتمابل رقابت، و احتمالات و امکانات و واقعیت بازار فعلی نیز هستند. در حین تجزیه و تحلیل، همیشه نگاه تان به خط آخر باشد. اجازه ندهید تجارت سد راه هدف تجارت بشود. اطمینان حاصل کنید که کوشش های شما شامل کار بر روی کسب و کار شما است نه بر روی تجارتی که جذب می کند. ابزار نباید با هدف ها مداخله کنند.

کامپیوترها می توانند نتایجی بر پایه ی موارد فرضی به ما بدهند. طرح بازاریابی گسترده یا طرح تجاری، می تواند این موقعیت های فرضی ر بیازماید و باید چارچوبی برای اتحاد راه های دیگر داشته باشد که وابسته به احتمالات هستند. یک طرح بازاریابی مبسوط می تواند شامل فهرست، هدف ها، برتری ها، روش های رسیدگی، مشکلات، فرصت ها و مسئولیت ها باشد.

بیش تر تازه کاران با جزئیات زیاد و اطلاعات، دلسرد می شوند. شرکت ها ی برگ نیز در اثر فناوری هیجان زدهشده و سپس از هدف خود منحرف می شوند.

طرح چه ساده و چه مبسوط باشد، با هر ساله مورد آزمایش قرار گیرد. هدف شما حمایت از آن است. فلسفه ای محافظه کارانه باید به کار برود: اگر لازم به تغییر نیست، تغییرش ندهید.

اما چنانچه اضافاتی به ن افزوده اید، یا مدارکی برایش ساخته اید، باید خود را بشناسید. چه کسی هستید، کجا می روید و چطوربه آنجا می رسید. با یک طرح بازاریابی ساده شروع کنید که کوتاه و مختصر باشد. طرح هایی را که من در این فصل اضافه کرده ام، شما را قادر می سازد شروع کنید و موفق بشوید. مثال اول برای یک شرکت واقعی است، مثال دوم برای یک شرکت خیالی است. این طرح هارا میتوان برای تازه کارانی که تمایل به فروش کتاب از طریق پست دارند یا برای آموزش کامپیوتر به کار برد. هر دوی آن ها از یک فرمول ساده سود می برند که برای هر نوع کاری به درد می خورد. همچنین میتوانید آن را با کسب و کار خود تطبیق دهید.

این طرح ها دارای قابلیت انعطاف هستند، اما نه خیلی زیاد. مثلاً تک- نو آکادمی، ممکن است یک بار به مجله آگهی بدهد، اما هر روز آگهی رادیویی داشته باشند. باز هم طرح بازاریابی انجام می شود.

یک طرح بازاریابی خوب نباید زیاد قابل انعطاف باشد. از همه مهمتر، این طرح برای انجام شدن به وجود آمده است. هر تغییراتی را، قبل از نوشتن طرح ایجاد کنید. هرگز فراموش نکنید( مخصوصاً وقتی که طرح را به دیگران نشان می دهید) باید نسبت به آن متعهد باشید. اگر این کار را انجام دهید، شما فرمانده هستید؛ اگر انجام دهید، شما فرمانده هستید؛ اگر انجام ندهید، یک شارلاتان هستید که به جای فرمانده قرار گرفته اید.

بعد از استقرار کسب وکار، با طرح بازاریابی چه خواهید کرد؟ طرحی خلاق به وجود می آورید که گوای بازاریابی شما است. بالاخره، باید یک طرح رسانه ای با جزئیات به وجود آورید که دارای هزینه ها، اسامی روزنامه ها، خبرگان تبلیغات، ایستگاه های تلویزیونی با رادیویی، تاریخ و اندازه ی اگهی ها، دفعات آگهی، تماس هایی برای تبلیغات، استرتژی بازاریابی آنلاین، و هویت کسب و کار شما باشد. طرحی برای بازاریابی بوجودآورده اید که شرح دهنده ی کوشش های شما است. طرحی خلاق دارید که گویای پیام وهویت شما است. طرحی رسانه ای دارید که بیان می کند که پول خود را در کجا استفاده می کنید.

چریک ها در این نقطه شروع به کار می کنند، اما گاهی اوقات دلسرد می شوند؛ مخصوصاً پس از دیدن نتایج اولیه، بازاریابی را متوقف کرده و دوباره شروع به فکر می کنند. این کار درستی نیست که بعد از شروع کسب وکار و راه اندازه ی برنامه ی بازاریابابی( که شامل سرمایه گذاری با پول نقد است و بین ۱۰۰دلار تا یک میلیون دلار در ماه می شود) تصمیم بگیرید که طرح را متوقف کنید. فهرست زیر را برای ادامه ی بازاریابی بخوانید.

۱-بازار دائماً در حال تغییر است. خانواده های جدید، مشتریان جدید، و نوع زندگی جدید، بازار را تغییر می دهند. از هر پنج آمریکایی، هر ساله یک نفر اسباب کشی می کنند. یک سوم آمریکایی ها یی که در طی سنین ۲۰تا۳۰هستند، هر ساله اسباب کشی می کنند. آمریکایی ها به طور متوسط در طی عمرشان یازده بار اسباب کشی می کنند. تقریباً ۶میلیون امریکایی در سال ازدواج می کنند. اگر بازاریابی را متوقف کنید، فرصت ها را از دست می دهید و شما قسمتی از عملیات نبوده و نخواهید بود.

۲-مردم به سرعت فراموش می کنند. روزانه آمریکایی ها با چیزی تقریباً معادل ۴۷۰۰آگهی و پیام های بازاریابی بمباران می شوند. در یک مقاله این عددرا نزدیک به ۳۰هزار داده بود. در یک پژوهش دیگر، یک آگهی خاص به مدت سیزده هفته و هفته ای یک بار در تلوزیون نشان داده شد.بعد از ۱۳ هفته ،۶۳ درصد مردمی که مصاحبه شدند، آگهی را به خاطر می آورند. بعد از یک ماه ۳۲ درصد. پس از یک ماه و نیم ۲۱درصد. یعنی ۷۹ درصد مردم بعد از شش هفته، آگهی را فراموش کردند.

۳-رقابت شما متوقف نمی شود. مردم برای خرید، پول خرج می کنند. اگر به آن ها یاد آوری نکنید که چیزی برای فروش دارید، آن ها پول خود را جای دیگری مصرف می کنند.

۴-بازاریابی، هویت شما را تقویت می کند. اگر برنامه ی بازاریابی را متوقف کنید،شهرت و قابلیت اعتماد خود را نزد مشتریان خود از دست می دهید و اطمینان آن ها به شما سلب خواهد شد. رشته ی ارتباطات بیش از آن ارزش دارد که از روی هوس آن را بشکنید.

۵-بازاریابی باری رشد و بقا اساسی است. بجز چند استثنا، کسی در مورد کسب کار شما چیزی نمی داند مگر این که آنها را آگاه کنید. وقتی که بازاریابی نمی توانید کسب وکار کنید، بدون بازاریابی نمی توانید بقا داشته باشید.

۶-بازاریابی برای شما مشتریانتان را حفظ می کند. شغل های زیادی از طریق تکرار و یادآوری کار می کنند. مشتریان وفادار، کلید هر دوی آن ها هستند. زمانی که مشتریان دیگر از شما خبری ندارند، فراموش تان می کنند.

۷-بازاریابی به وجود آورنده ی روحیه است. وقتی که بازاریابی شما به خوبی کار می کند، روحیه ی شما بهتر می شود؛ روحیه کارمندان شما هم بهتر می شود. همچنین مشتریانی که فعلانه آگهی شما را دنبال می کنند، ممکن است فقدان بازاریابی را به عنوان شکست در نظیر بگیرند.

۸-برنامه ی بازاریابی، شما را به رقبایی که بازار خود را متوقف کرده اند برتری می دهد. یک اقتصاد بیمار می تواند به یک تازه کار با مغز بازاریابی، برتری بزرگی بدهد. اگر رقبای شما بازاریابی را متوقف کنند، می توانید پیشرفت کرده و حتی مشتریان آن ها را نیز جلب کنید. در موقعیت های بد اقتصادی، برنده و بازنده همیشه وجود دارند.

۹-بازاریابی به کسب وکار شما اجازه می دهد تا ادامه یابد. با این وصف، هنوز هم مخارج اضافی مانند قبض تلفن، آگهی در کتاب اول، دسترسی به اینترنت، اجاره و یا هزینه ی تجهیزات و احتمالاً فهرست حقوق خواهید داشت. بازاریابی هوایی به وجود می آورد که مخارج اضافی شما در آن نفس می کشند.

۱۰-اگر توقف کنید، پول، وقت، و کوشش هایی را که سرمایه گذاری کرده اید از دست می دهید.همچنین آگاهی مصرف کننده را از دست می دهید. همچنین آگاهی مصرف کننده را از دست می دهید. البته، می توانید دوباره آن را به دست آورید، اما باید از اول شروع کنید. مگر این که بخواهید واقعاً از تجارت کناره گیری کنید، در غیر این صورت، کناره گیری از بازاریابی فکر خوبی نیست . اگر برنامه ی بازاریابی را متوقف کنید، آیا پس انداز خواهید کرد؟ این درست مانند این است که ساعت مچی شما از کار بیفتد. خو را گول نزنید.

یک بار دیگر این را می گویم؛ چون عده ای از بازاریاب ها آن را فراموش می کنند: تعهد خود را به برنامه ی بازاریابی ادامه دهید. این مانند آن است که به شما یاد آوری کنند که همسر خود را دوست بدارید. سرمایه گذاری را اجباری و خود کار بدانید، ماند اجاره یا رهن که باید طرح بازاریابی، لازم است (در حقیقت حیاتی است)، اما طرح مانند اتومبیلی زیبا، قوی، و راحت است که بنزین ندارد. سوختی که به ماشین شما نیرو می دهد، خود بازاریابی است و باید آن را با سلیقه و با قدرت به کار برد. راه هایی برای خلاقیت وجود دارند. در صفحات بعد این راز ها را افشا خواهم کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *