ویروس

ویروس

ویروس

از دید بیش‌تر آدم‌هایی که جمی بندر را می‌دیدند، او آدمی بود برازنده، اما چند عیب عمده داشت. مهم‌ترین نقص جمی ناتوانی در رویارویی بود. ترس ریشه‌دارش از شکست خوردن و طرد شدن در سرتاسر دوران کار او را رها نکرده بود و به نظر می‌آمد هر چه سالش بیشتر می‌شود، ترسش هم‌ریشه دارتر می‌شود؛ اما جمی از چند جهت بی‌نظیر بود.

آزمون‌های ورود به دانشکده‌ی بازرگانی را با موفقیت پشت سر گذاشته بود. و امتیاز دیگرش این بود به دانشکده‌ی بازرگانی را با موفقیت پشت سر گذاشته بود. و امتیاز دیگرش این بود که می‌توانست هیجانش را کنترل کند. نوعی جاذبه‌ی شخصی داشت که ناتوانی‌هایش را پنهان می‌کرد. و در ضمن دانسته بود از این مهارت‌ها چطور استفاده کند. در شرکت‌هایی که پیش‌تر کارکرده بود با همین خصلت‌ها توانسته بود خرش را از پل بگذراند و حتی پیش برود. و از حق نگذریم اگر اوضاع‌واحوال سازگار و مناسب بود جمی فوق‌العاده دوست‌داشتنی می‌شد. اما حس می‌کرد با ریچ نمی‌تواند به‌راحتی کار کند، انگار درهای عالم به رویش بسته می‌شد.

جمی می‌دانست اگر این وضع درگذشته پیش می‌آمد، رزومه‌ای تهیه می‌کرد و دنبال فرصت بهتری می‌رفت و جابه‌جا می‌شد. اما حالا چنان فرصتی نداشت.

اولاً تازه می‌فهمید در تله گراف درروی چه پاشنه‌ای می‌چرخد و اوضاع از چه قرار است. از طرف دیگر همین چند وقت پیش خانواده‌اش را جا کن کرده و به این شهر آورده بود. حتی اگر می‌توانست کناره‌گیری کند چه طور می‌توانست کنار ه گیری کند چه طور می‌توانست اخراج در مقام جانشین مدیرعامل را در رزومه خود بگنجاند. باید برای باقی ماندن در تله گراف چاره‌ای پیدا می‌کرد، حتی برای شش ماه، و آن‌وقت شاید می‌توانست در همان منطقه کار دیگری برای خودش دست‌وپا کند.

این اولین بار بود که جمی در عمر شغلی خود احساس می‌کرد در تله افتاده است. و آدم‌هایی که در تله می‌افتند گاه دست‌به‌کارهای دیوانه‌وار‌می زنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *