محیط کسب‌وکار

محیط کسب‌وکار

5 فرمان برای تفکر استراتژیک

پنج فرمان برای تفکر استراتژیک ۵ – محیط کسب‌وکار

محیط سازمان «با مجموعه عوامل مؤثر بر سازمان که از کنترل مستقیم آن خارج است»، تعریف می‌شود.

این عوامل نیروهایی را بر سازمان وارد می‌کند که چنانچه در جهت حرکت سازمان و دربرگیرنده منافع بالقوه‌ای برای آن باشد «فرصت» و چنانچه به صورت بالقوه بازدارنده حرکت سازمان و دربرگیرنده زیان‌هایی برای آن باشد «تهدید» خوانده می‌شود. منشأ این نیروها رقبا، تأمین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان، مشتریان، کارکنان، اتحادیه‌ها، سهامداران و … هستند.

برای تبیین عوامل محیطی الگوهای متعددی ارائه شده است. یکی از این الگوها، الگوی PEST است که محیط کسب‌وکار را با چهار گروه عوامل سیاسی (P)، اقتصادی (E)، اجتماعی (S) و تکنولوژیک (T) تعریف می‌کند.

مدل PEST

الگوی پورتر نیز برای محیط ۵ گروه از عوامل را پیشنهاد می‌کند. این گروه‌ها عبارت‌اند از رقبای اصلی، مشتریان، تأمین‌کنندگان، تازه‌واردان به صنعت و کالاهای جایگزین. اندرو گرو (A. Grow) گروه ششم را با عنوان کالاهای مکمل به این الگو اضافه می‌کند.

Porter

برای اثربخشی یک استراتژی باید این عوامل و مؤلفه‌های آن به درستی درک شود و در مرحله تدوین و پیاده‌سازی مورد ملاحظه قرار گیرد.

اولین شرط برای اثربخشی استراتژی شناخت عوامل محیط است. برای این امر باید به درستی تشخیص داد که قواعد موفقیت ساز در کسب‌وکار چیست؟

EE

ارزش از دیدگاه مشتری شامل چه عواملی است؟ گلوگاه‌های اصلی صنعت در پاسخگویی به این ارزش‌ها کجاست؟ روندهای مهم سیاسی، اجتماعی و تکنولوژیک چگونه بر این ارزش‌ها و گلوگاه‌های آن تأثیر می‌گذارند؟ نقاط قوت و ضعف رقبای اصلی چیست؟ استراتژی آن‌ها چیست؟ بصیرت نسبت به این عوامل مشخص می‌سازد که فرصت‌ها (و تهدیدات) سازمان به منظور خلق ارزش بیشتر برای مشتری (نسبت به رقبا) کجاست؟ عملکرد استراتژی به فعلیت رساندن منافع نهفته در فرصت‌ها (یا کاهش خسارات ناشی از تهدیدات) است و اثربخشی آن در گروی بصیرت نسبت به این عوامل است.

پیچیدگی کار از آنجا آغاز می‌شود که بسیاری از این عوامل پایدار نیستند و با زمان تغییر می‌کنند. این ناپایداری، عمر اثربخشی استراتژی را محدود می‌سازد. عمر استراتژی محدود به اعتبار عوامل زیربنایی آن است و با تغییر این عوامل، اثربخشی آن (در خلق ارزش برای مشتری و مزیت رقابتی برای سازمان) به پایان می‌رسد.

درک محیط، همواره رکن جدایی‌ناپذیر از اثربخشی استراتژی بوده است. محیط، بستر شکل‌گیری و عملکرد استراتژی است و در این امر عوامل زیربنایی مانند عوامل فرهنگی، حکومتی و اجتماعی و عوامل کنشی مانند مشتریان، رقبا، سهامداران و تأمین‌کنندگان، نیروهای مساعد و نامساعد را متوجه سازمان می‌سازند. استراتژی حاصل تعامل بین سازمان (عوامل داخلی) و محیط (عوامل خارجی) و اثربخشی آن در گروی درک صحیح و پاسخگویی مناسب به محیط کسب‌وکار است. بدون این امر (شناخت و پاسخگویی به محیط) حرکت‌های استراتژیک کم ثمر و پرخطر خواهد بود. اما درک محیط کاری پیچیده است و این پیچیدگی به‌کارگیری ابزار و متدلوژی‌های معمول استراتژی را با مشکلات اساسی مواجه می‌سازد. این پدیده طی چهار دهه گذشته پیشرانه‌ای برای تکامل رویکردهای استراتژی بوده است. مطالعه این روند به شناخت بهتر از این مبحث کمک می‌کند.

برگرفته از کتاب پنج فرمان برای تفکر استراتژیک، نوشته وفا غفاریان و غلامرضا کیانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *