چند فرمول از اسکورسیزی برای رسیدن به موفقیت(قسمت اول)

چند فرمول از اسکورسیزی برای رسیدن به موفقیت(قسمت اول)

motivation-

مارتین اسکورسیزی در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۴۲ در نیویورک متولد شد.وی پس از دریافت مدرک فوق لیسانس در کارگردانی سینما در سال ۱۹۶۳ از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد، اما قبل از آنکه موفق به ورود به دوره فوق لیسانس شود ناچار شد به خدمت سربازی برود…

و به عنوان تفنگدار دریایی در جنگ ویتنام شرکت کند که به سختی نیز مجروح شد.

پس از آن وی وارد دوره فوق لیسانس سینما در همان دانشگاه شد و در همان دوران شروع به ساخت فیلم‌های کوتاه کرد که با توجه بسیار روبرو شد.

در سال ۱۹۶۶ از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد و سال بعد اولین فیلم بلندش؛ چه کسی در خانه من را می‌زند را با همکاری همکلاسی‌هایش از جمله تلما شونمیکر به عنوان تدوینگر و هاروی کایتل به عنوان بازیگر ساخت. این فیلم که مبنای فیلم دیگری از او به نام پایین شهر بود با همان مشخصات تقریباً همیشگی فیلم‌های وی است.

گاوخشمگین، آخرین وسوسه‌ی مسیح، رفقاي خوب، دارودسته نیویورکی، هوانورد، جزیره شاتر، هوگو  و شاهکارهای دیگر پرده‌های نقره‌ای، که همگی ساخته‌وپرداخته پیرمرد مو سپید همه‌فن‌حریف سينما هستند. اسکورسيزی 71 ساله؛ که امروز به‌عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، بازیگر، تاریخ‌دان، و همچنین آشنا به مباحث روانشناسی و فلسفی است. کارگردانی شهیر با اصالت ایتالیایی که عنوان‌دار جملگی جوایز معتبر جهاني در عرصه سینما است. مردی که پس از نیم‌قرن همچنان نامی پرآوازه و مطرح دارد و اکران هر فیلم جدیدی از او اتفاقی قابل‌توجه در سینما به شمار می‌رود. شهرت اسکورسیزی تا بدان‌جاست که برخی سینما را مترادف با او می‌دانند. حال‌آنکه او در جوانی قصد داشت کشیش شود، اما به‌یک‌باره هوای سینما به سرش زد و مدرسه مسیحی را ترک و به دانشگاه فیلم‌سازی رفت. فیلم‌های او با محتوایی اجتماعی، خشونت آمریکایی را به تصویر می‌کشند. از این حیث می‌توان سینمای اسکورسيزی را یک سینمای روان‌شناسانه دانست. 5 سال بعدازآنکه اسکورسیزی فیلم تحسین‌شده‌ی راننده تاکسی را با بازی رابرت دنیرو وجودی فاستر ساخت و جهان سینما را تکان داد، وقوع سلسه اتفاقاتی، قدرت فیلم سازي اسکورسیزی و تسلط او بر مهندسی ذهن مخاطبان را به رخ جهانیان کشید. 5 سال پس از ساخت این فیلم، جان هینکلی دلیل اقدام خود برای ترور رئیس جمهور وقت امریکا را به تأثیرگیری عمیقش از شخصیت جودی فاستر در فیلم راننده تاکسی نسبت داد. سالها بعد یکی از شاهکارهای دیگر روان‌شناسانه این کارگردان در فیلم جزیره شاتر رقم خورد. این فیلم یکی از ده فیلم برتر روان‌شناسانه تاریخ لقب گرفته است. فیلمی که اسکورسیزی آن را سخت‌ترین فیلم دوران کاری‌اش می‌داند. این فیلم با دور نمایه‌ای روان‌شناسانه، به ضمیر ناخودآگاه و باوراندن موضوعی به آن طی مجموعه اتفاقاتي می‌پردازد.

به هر ترتیب او پس از 71 سال همچنان بر اوج قله‌هاست. فیلم‌سازی که خلاقیت باکار او عجین است. پس از ساخت بیش از 22 فیلم، 5 آگهی تبلیغاتی، 13 مستند، تعداد پرشماری نماهنگ،  کار با 25 استودیو؛ و پس از افسردگی و بیماری و نیز شکستهای پی‌درپی اسکورسیزی در گیشه؛ حالا او به شخصيتي در سینما دست‌یافته که آرزویي محال برای بسیاری است: مردی که هرگز کسل‌کننده نیست. خود در مصاحبه‌ای گفته است: “من خوبم. گرچه خسته هستم اما آن را به فال نیک می‌گیرم. هنوز کارهای زیادی بر زمین‌مانده که انجامشان نداده‌ام.” و او همچنان برخلاف دیگر نوابغ خلاق، فرسوده نشده است. اما چه رازی در شکوفایی اسکورسیزی نهفته است؟ در ادامه می‌خوانیم:

فرمول اسکورسیزی

  • به گذشته احترام بگذار و آينده را بسازید

هیچ‌کس نمی‌تواند مثل اسکورسیزی در خصوص فیلم‌ها صحبت کند. او از هر دری سخن می‌گوید. خواه محور صحبت او جان کازاوت باشد که حکم مرشد او را داشته، یا خواه استیون اسپیلبرگ یا کوروساوا، کارگردان اسطوره‌ای موردعلاقه‌ی او و یا حتی جرج ملیس، کارگردان فیلم‌های صامت که سالها از زمان درخشش او در سینما می‌گذرد و حالا به تاریخ پیوسته است. اما احترام اسکورسیزی به گذشته موجب می‌شود که او اساس و درون‌مایه اصلی يكي از فیلم‌های متفاوت خود، یعنی هوگو را بر مبنای نوآوری‌های این کارگردان قدیمی سینما بگذارد. دانته فرتي، که در بسياري از فیلم‌های مطرح اسکورسیزی به‌عنوان طراح تولید فعالیت داشته در خصوص احترام اسکورسیزی به‌مرور گذشته برای ترسیم آینده‌ای روشن در سینما می‌گوید: “زمانی که ما ساخت یک فیلم را آغاز می‌کنیم، من نمایشنامه را می‌خوانم و بعد مارتین تعدادی فیلم نشانم می‌دهد. تعداد زیادی فیلم با منابع و ارجاعات پرتعداد که از من می‌خواهد آن‌ها را دنبال کرده و برای فیلم خود از آن‌ها الهام بگیریم. او تمام این فیلم‌ها را موبه‌مو در ذهن خود دارد و گویی که سکانس به سکانسشان را از بر است. به‌گونه‌ای که با یک صحنه متواند کل مضمون یک فیلم چندساعته را به تصویر بکشد.”

البته ممکن است گاه آن‌چنان گذشته را دودستی بگیریم که نتوانیم آینده را در آغوش بگیریم و اسکورسیزی به‌خوبی به این موضوع واقف است. او کارگرداني نواندیش است که به‌خوبی نقاط قوت و ضعف سينماي گذشته را به نفع خود بهره‌برداری می‌کند. او آینده‌ای را مي‌سازد که گذشته جلویش زانو بزند.

  • به همراهان خود اعتماد داشته باش.

فرتي، یکی از مشاوران و همراهان مورد اعتماد اسکورسیزی از گذشته تا به امروز است. او همچنین تعداد دیگری از افراد حرفه‌اي را در جمع همراهان خود دارد که به‌منزله‌ی یک خانواده کاری محسوب می‌شوند و در بسیاری از پروژه‌ها با یکدیگر همکاری داشته‌اند. اعضاي خانواده کاری اسکورسیزی هرچند ویژگی‌های اخلاقی و نگرش‌های متفاوت دارند، اما همگی آن‌ها در راستای یک‌قطب نمای مشخص و در راستاي موفقیت تیم خود حرکت می‌کنند. خانواده کاری همواره در پی آن است که افراد از همدیگر شمیم سلامت، همکاری، و موفقیت را دریافت کنند.

به‌علاوه اسکورسیزی علاقه‌مند است که با همان بازیگراني کار کند که قبلاً تجربه خوبي از همکاری با ایشان داشته است و به‌طور طبیعی روابطي دوستانه و بسیار صمیمی با این بازیگران دارد. ازجمله این هنرمندان می‌توان به رابرت دنیرو، هاروی کيتل و لئوناردو ديکاپریو اشاره کرد که در چندین فیلم اسکورسیزی هنرنمایی کرده و شایستگی خود را اثبات کرده‌اند.
به قول شون ميكر، تدوين‌گر نامدار سينما و البته همراه هميشگي مارتين اسكورسيزي «هر هنرمند قابلي نيازمند پشتيباني بسيار است. ما يك گروه هستيم كه کاملاً متعهد به استانداردها و چشم اندازهاي بلند اوييم و مي‌دانيم كه اسكورسيزي در پي چيست.» درواقع چرخ خلاقيت كارگرداناني مثل اسكورسيزي بر اساس نيروي تعامل و همكاري مي‌گردد و بسیاری از توفیقات اسکورسیزی و شاهکارهای او نتیجه‌ی پیشنهادات و ايده‌هاي نزدیکان و همراهان حرفه‌‌ای ايشان است. به‌طور مثال اسکورسیزی در ابتدا اصرار داشت که فیلم تحسین‌شده‌ی دارو دسته نیویورکی را در همان نیویورک بسازد. اما بالاخره با پافشاری و راهنمایی یکی از همکاران دانای او، این فیلم دریکی از دهکده‌های سینمایی ایتالیا فیلم‌برداری شد. چراکه نیویوک در آن زمان هیچ شباهتی به نیویورک دهه 1860 نداشت. این ایده با اقبال اسکورسیزی مواجه شد و البته نتایج بهتری را موجب گشت. مغزهای بزرگ درخصوص ایده‌ها بحث می‌کنند، مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می‌کنند، و اما مغزهای کوچک درباره مردم گفتگو می کنند. اين شعار اسكورسيزي و دليلي است كه او به خرد جمعي احترام می‌گذارد.

اسكورسيزي به مديران ياد مي‌دهد كه بايد منافع خود را هم‎راستای کسانی قرار دهند که اعتماد آن‎ها را می‎خواهند. رهبران مسلط به مهندسی اعتماد سعی می‎کنند با همسو ساختن منافع ذی‎نفعان و پرهیز از مقابل هم قرار دادن آن‎ها و ایجاد تضاد منافع، به یک هم‎افزایی دست یابند. چنانچه بخواهیم اعتمادآفرینی کنیم، نخستین کاری که باید انجام دهیم این است که منافع ذی‎نفعان را روشن و هم‎راستا کنیم و اثبات کنیم که قصد ما بیشینه ساختن عادلانه این منافع برای کلیه‎ی طرفین است.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *