چهار دغدغه مدیران 5 – دروازه‌بان

چهار دغدغه مدیران 5 – دروازه‌بان

چهار دغدغه مدیران

ریچ از لحظه‌ای که فعالیت‌های نوشته‌شده بر کاغذ زرد را مدنظر قرار داد، رفته‌رفته دامنه فعالیت‌های خود را به چند کار مهم محدود کرد. یکی از حوزه‌های که به شدت از آن محافظت می‌کرد و آن را مخصوص خود می‌دانست و با حوزه‌های دیگر رابطه‌ی تنگاتنگ داشت، استخدام کارمندان جدید بود.
بیش از ثلث فعالیت هفتگی 55 ساعته ی ریچ (50 ساعت کار برای او چندان واقع‌بینانه نبود) صرف گفت‌وگو با کسانی می‌شد که ممکن بود به خدمت شرکت درآیند. اوایل اصرار داشت با کلیه‌ی کسانی که در مراحل اولیه استخدام قبول شده‌اند، مصاحبه کند، اما با رشد شرکت، از این تصمیم عدول کرد و خود را محدود به مصاحبه با مدیران ارشد و شرکا کرد. گرچه همین کار نیز پرزحمت بود اما ریچ با روی گشاده از آن استقبال می‌کرد.
علاوه بر وقتی که به مصاحبه اختصاص داده بود، هر صبح دوشنبه دو ساعت تمام با تازه‌واردان – کسانی که به خدمت شرکت درآمده بودند – صحبت می‌کرد و ضمن خوشامدگویی، آن‌ها را با فرهنگ حاکم بر شرکت آشنا می‌کرد. بعد دو ساعتی را هم با کارکنان قدیمی صحبت می‌کرد و به نظرها و نگرانی‌های آن‌ها دل می‌داد.
دست‌کم سالی یک‌بار دستیار اجرای قیم مانندش، کارن، از او می‌خواست کمتر وقتش را صرف این دو کار بکند تا بتواند با برنامه‌اش بهتر بازی کند. اما ریچ گوش نمی‌داد. او تصور می‌کرد علاوه بر اداره کردن جلسه هفتگی مدیران، وظیفه‌ی استخدام و توجیه تازه‌واردان یکی از مهم‌ترین وظیفه‌های اوست.
اثر پشتکار و دقت ریچ، شرکت به ندرت آدم ناجوری را استخدام می‌کرد و اگر می‌کرد این آدم ناجور در رده‌ی مدیران نبود. همکارانش در تیم مدیریت معتقد بودند یکی از دلایل عظمت تله گراف همین وسواس و دقت ریچ در استخدام است. اما شرکت‌های باعظمت هم گاه مرتکب خطا می‌شوند.

برگرفته از کتاب چهار دغدغه مدیران، نوشته پاتریک لنچیونی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *