گلف باز تجسم کردن ضربه ها یش را یاد می گیرد

گلف باز تجسم کردن ضربه ها یش را یاد می گیرد

SitePic

گلف باز به پیر مرد نگاه کرد و با خو فکر کرد: هیچ کس تا به حال با من این طور حرف نزده است. با این دغدغه و توجه. با این عشق. طور یکه انگار پدرم است. انگار پسرش هستم…

میلیونر گفت« بگذار یک قانون معنوی دیگر را برایت شرح دهم، قانونی که بیش از هر چیز در مورد گلف کار برد دارد.»

رابرت که کنجکاو دانستن بیشتر شده بود گفت« سرا پا به گوشم»

« هر فکری یا هر تصویری که به ذهن می رسد، هستی بسیار عینی و واقعی دارد. به علاوه، افکار و تجسمهای ذهنی گرایش دارند به وقایعی در دنیای واقعی تبدیل شوند. به همین خاطر، که گلف بازان بزرگ که اتفاقاً متفکران بزرگی نیز هستند و بر خلاف تصور عموم فقط ماشین ضربه زنی نیستند، قبل از هر ضربه ای، آن را تجسم می کنند. یکی از این گلف بازان همیشه بزرگ جک نیکلائوس است که گفته: اولین کاری که می کنم این است که توپ را همان جایی که می خواهم باشد می بینم، سفید و زیبا، نشسته روی چمن سبز دوست داشتنی. بعد صحنه را عوض می کنم و توپ را پرواز کنان در هوا می بینم که به سمت همان نقطه ای می رود که من می خواهم. خط سیر و ارتفاعش را می بینم، همه ی حرکاتش را می بینم، و با لاخره بالا و پایین پریدنش روی چمن و توقفش را. بعد این صحنه محو می شود و در صحنه ی بعدی خودم را می بینم که سو ئینگی اجرا می کنم که می خواهد این ضربه را به واقعیت مبدل کند.

فرد کاپلز هم کما بیش همین کار را می کند. درست قبل از ضربه زدن به توپ، بهترین ضربه ای را که تا به حال با آن چوب خاص زده است، تجسم می کندو می کوشد آن را تکرار کند. او از طریق یک فرمان تصویری با گلف باز درونش ارتباط برقرار می کند. نمی گوید نباید خطا کنم، نباید توپ را داخل مانع بیندازم …. فقط آنها را به حساب نمی آورد، با تجسم ضربه ای که می خواهد بزند، احتمال اشتباه را حذف می کند و هیچ جایی برای سوء برداشت یا تناقض که اغلب با افکار منفی به سراغمان می آید، نمی گذارد. تنها چیزی که می بیند، نتیجه دلخواه است. مسیح که بزرگترین روانشناس دوران است از پیروانش می خواهد که چنین باشند، آنجا که می گوید: هنگام عبادت طوری نیایش کنید که گویی قبلاً به آنچه طلب می کنید رسیده اید، گویی تمام آرزو هایتان بر آورده شده است. او نمی گوید: به تمام مشکلات و موانع خواسته هایتان فکر کنید، آنها رابررسی و به دقت سبک وسنگین کنید و مراقب آنها باشید.

بارها شنیده ام که گلف بازان بزرگ کاملاً اطمینان دارند که پات آنها به گل می نشیند، حتی اگر توپ سی فوت با حفره فاصله داشته باشد. در واقع، از خود مطمئن بودن مهم تر از داشتن توانایی برآورده دقیق ناهمواری چمن یا فاصله ی پات است. زیرا اگر کاملاً مطمئن نباشی، اگر نتوانی افتادن توپ در حفره را قبل از زدن پات تجسم کنی، پاتهای بیشتری را از دست می دهی، حتی پاتهای ساده ی سه یا چهار فوتی هم توپ را افتاده در حفره می بینند. با اطمینان راسخ به پیش می روند، اطمینانی که شاید برخی مردم آن را پوچ می دانند، اطمی نانی که در واقع نوعی جادو است. آنها هر پاتی را گل می کنند، فرقی نمی کند از چه فاصله ای، حتی اگر بر اساس آمار احتمال موفقیت آن خیلی کم باشد. آنها این اعتماد به نفس را به زندگی و با قدرتی نا محدود در راهنمای درونی شان تزریق می کنند.»

« کمی زیادی به نظر میرسد.»

« چه کسی گفته موفقیت پیچیده است؟»

« متاسفم، باید دهان گشادم را می بستم؟»

« ابداً. تو هم مثل اغلب مردم فکر می کنی، همان طور که از زمان آشنایی مان بارها متوجه شده ام. به عبارتی ، چیزهایی را تکرار می کنی که از دیگران شنیده ای. افکار تو از خودت نیستند، کلیشه هایی هستند که اکثر مردم به آنها اعتقاد دارند. متاسفانه، این اکثریت در زندگی موفق نیستند. پس باید مواظب افکار اکثریت باشی.»

« حق با شماست. از این به بعد سعی میکنم بیشتر خودم باشم.»

«این یکی از بزرگترین هدایای است که می تونم به خودت بدهی.»

میلیونر پس از لحظه ای مکث ادامه داد: « گلف بازان بزرگ تصویر ضربه ای دلخواه را در فکر خود غالب می کنند، تمام ذهنشان را پر از آن می سازند، هیچ گزینه ای جز موفقیت پیش روی انتخاب گلف باز درونشان نمی گذارند. در برابر پیامهای متناقض و هر نوع تاریکی که هیچ حاصلی جز ضرر ندارد، از خود محافظت می کنند. من همیشه در تجارت از این قوانین معنوی استفاده میکنم. موقع انجام یک معامله ی مهم که از نظر آدم های منطق گرا اغلب شاید غیر واقع گرایانه یا کاملاً نا معقول جلوه کند، آن را از قبل می بینم. البته تحقیقات بازار، برآورد مالی، برسی خطرات و سایر مواردرا انجام می دهم. اما باید گفت که مهمترین چیز تجسم موفقیت است. قضاوت درست، دور اندیشی، و بالاتر از همه، اطمینان کامل از خطا پذیری این قوانین معنوی، توام با تصاویر ذهنی روشنی از موفقیت – رویداد های مثبت، ملاقات های مبارک و غیره- کمک کرده تا به هر آنچه دارم برسم.»

رابرت زیر لب گفت« فکر میکنم من راه درازی در پیش داشته باشم. طی سالها، آن قدر شکست خورده ام که گمان نمی کنم اعتماد به نفس چندانی برایم باقی مانده باشد.»

پیر مرد تحت تاثیر صداقت و خلوص رابرت قرار گرفت« شاید کارهای زیادی پیش رو داشته باشی، اما به قول یک ضربالمثل چینی، حتی سفره های هزار مایلی هم با یک قدم شروع می شوند. پس چرا سفر را از همین حالا شروع نکنی؟ در ضربه ی بعدی ات، ضربه ی ایده آلت را تجسم کن. ذهنت را لبریز از آن تصویر کن. بگذار مثل نور روشنی در ذهنت پخش شود و هر نوع تاریکی را بزداید؛ و امشب قبل از خواب با گلف باز درونت حرف بزن. به او کمک کن تا از تو شخصیتی بسازد که واقعا و از صمیم قلب می خواهی داشته باشی. قبل از خواب این فرمول را با صدای بلند صد بار تکرار کن: هر روز ، از هر جهت بهتر و بهتر می شوم و دارم یک گلف باز بزرگ میشوم. می توانی الان آن را بگویی؟»

رلبرت که جملات به نظرش بی تناسب می آمد، تکرار کرد« هر روز…. از هر جهت….. بهتر و بهترمیشوم و……….و…… دارم یک گلف باز بزرگ می شوم.»

« آفرین . چند روز این روش را امتحان کن. اگر بتونی اعتقاد به قدرت این قوانین معنوی را همچنان در خود حفظ کنی، شگفت زده خواهی شد. چون. رابرت تو در آستانه ی یک تحول بزرگ هستی. تحولی که دوستان تو و حتی خودت را حیرت زده خواهد کرد. حال شیرین به زودی جایگزین گذشته تلخ شده و در خشش تو دائمی می شود. هر ضربه ای که می زنی تو را به عالی بودن نزدیک تر می کند، نزدیک به حالتی از ذهن که خاص قهرمانان بزرگ است. می دانم که قهرمانی در وجود تو خفته است. فقط کافی است بیدارش کنی تا به بهترین خواسته هایت برسی. قبلاً این احساس را چشیده ای. می دانی که چهار گل پشت سر هم ردیف کردن چه حسی دارد. تقریبا احساس می کنی کس دیگری هستی، انگار از قالب بدنت خارج شده ای و داری خوت را تما شا می کنی. اما این تو هستی، کاملا خودت. مثل این است که در یک هواپیمای کوچک   بر فاز ابرها پرواز می کنی،و در عین حال، یک بلیت دائمی داشته باشی! دیگر مجبور نیستی به زمین برگردی. فقط کافی است درخشش وجودت را آزاد کنی. آنگاه این نور همیشه برای از بین بردن تاریکی حاضر است. حالت طبیعی تو این است، نه آن پرواز پایینی که طی این چند سال داشته ای!»

رابرت شدیداً تحت تاثیر سخنان میلیونر قرار گرفت. هیچ کس تا به حال با او این طور صحبت نکرده بود، با این همه توجه و اطمینان، حتی هیچ کس این حرفهای ناب یا عجیب را به او نزده بود.

میلیونر دامه داد:« وقتی به این حالت فوق العاده برسی، نه تنها بازی ات کاملاً تغییر می کند، بلکه دیگر آن آدم قبل نخواهی بود. همان کسی می شوی که سرنوشتت است.زندگی ات مملو از نور و شادی می شود. این اوصاف تنها چشمه ای از رویدادهای آینده است، ذره ای از شهد خدایان. می فهمی که شهامت در زمین گلف فقط یک قدم است، نوعی روش قاعده مند کردن ذهن، و در نهایت غلبه بر خویشتن محدود خودو درک اینکه واقعا چه کسی هستی. مثل این است که چوبهای زیر بغلت را دور بیندازی؛ خودت را از شر عادتهای قدیمی و تصاویر ذهنی نادرست خلاص کنی و بالاخره اینکه ماهیت واقعی ات را به آرامش برسانی. آن وقت میفهمی که مهم نیست دیگران چه می گویند رفقایت، همکارانت، والدینت زیرا تو ملزومات یک قهرمان بزرگ را در اختیار داری. از امروز که شروع کنی، هر ضربه، هر بازی و هر مسابقه یک قدم پیشرو ی به سوی تجسم آرزو هایت خواهد بود. خواهی درخشید، نور دوروبرت را مثل چراغی روشن می کند و درخشش تو در زمین گلف بیشتر بیشتر می شود. هر روز که میگذرد میوه ای از باغ موفقیت می چینی؛ و یک روز، اگر پشتکار و استقامت به خرج دهی، به بالاترین و درخشان ترین حالتی که آرزوی هر گلف بازی است، می رسی.»

رابرت پرسید«این حالت چیست؟»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *