5 دشمن موفقیت شما

5 دشمن موفقیت شما

5 دشمن موفقیت شما

منشأ همه‌چیز، ذهن و فکر فرد می‌باشد. این طرز تفکر و سیستم اعتقادی شما است که زندگی امروزتان را شکل می‌دهد. اگر سطح زندگی‌تان متوسط، بد یا عالی است، فقط به خاطر تصمیماتی است که در گذشته اتخاذ کرده‌اید. تصمیمی که گرفته‌اید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می‌گیرد.

یعنی اگر تفکرات و اندیشه‌های ما مثبت باشند ما انرژی مثبت موجود در پیرامونمان را به خود جذب می‌کنیم و اگر تفکرات و اندیشه‌ای ما منفی باشند، جذب‌کننده انرژی منفی موجود در پیرامونمان هستیم.

درنتیجه، اگر می‌خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آن‌ها نتیجه عالی به دست خواهید آورد:

طرز فکر 1: همه انسان‌های موفق مسئولیت‌پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آن را به عهده می‌گیرند. هیچ‌وقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی‌دانند. در عوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می‌افتند. افراد موفق می‌دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهند داد.

طرز فکر 2: همه انسان‌های موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیکوار به دست نمی‌آید، از آسمان به زمین نمی‌افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می‌خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی‌ها فقط رؤیای موفق شدن را در سر می‌پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آرزویشان موفقیت است اما هیچ‌وقت به کارشان متعهد نمی‌شوند. لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید و 100% به کاری متعهد می‌شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می‌دهید.

طرز فکر 3: همه انسان‌های موفق جرأت تصمیم‌گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می‌دانید، موفق شدن جرأت و جسارت می‌خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرأت و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت‌های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرأت بله گفتن به آن و شروع آن را داشته باشید.

 

سطح موفقیت، به نوع صحبت و کلمات شما بستگی دارد

کلماتی که هر روز استفاده می‌شوند ساختار ذهنی را تشکیل می‌دهند و موفقیت یا ناکامی گوینده خود را رقم می‌زنند. در بسیاری از افراد بازنده با پنج کلمه مواجه می‌شویم که در جملات ایشان نمود بیشتری دارد و بیشتر از افراد برنده از این کلمات در مکالمات روزمره‌شان استفاده می‌کنند. به نظر روانشناسان، سطح موفقیت با کلماتی که به زبان می‌آورید مقدر می‌شود. بنابراین در مکالماتتان از این پنج کلمه «ناکام ساز» دوری کنید.

  • شانس

اگر به بعضی از موفق‌ترین افراد دنیا نگاه کنید می‌بینید که اکثر آن‌ها از هیچ به آنجا رسیده‌اند. خیلی از آن‌ها بچه یتیم‌هایی بوده‌اند که حتی نمی‌توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بروند. اما چطور ممکن است کسی که چنان شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنین موفقیتی دست پیدا کند؟!

ساده است، چون موفقیت هیچ‌وقت تصادفی اتفاق نمی‌افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی‌وقفه به موفقیت دست پیدا کرده‌اند چون انتخاب دیگری نداشته‌اند. این سخت‌کوشی برای ایشان به شکل عادت درآمده و هیچ‌وقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کرده‌اند هم دست از تلاش برنداشته‌اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آن‌ها را به این جایگاه رسانیده است.

با وجود این حقیقت که رخدادهای پیش‌بینی‌نشده می‌توانند بر نتایج کار تأثیرگذار باشند، این شانس نیست که تفاوت را در نتایج ایجاد می‌کند،  بلکه رخدادها هستند که باعث آن می‌شوند. شانس هیچ‌ کاری با آن‌ها نمی‌کند. باور داشتن به شانس افکار شما را به گونه‌ای ساختار می‌بخشد که در تصوراتتان نه شما و نه هیچ‌کس دیگری قادر به ایجاد تغییر یا حتی تأثیرگذاری نیست. بدتر از آن، شانس بهانه‌ای است که با آن شکست‌ها توجیه می‌شوند (این فقط بدشانسی بود) و موفقیت‌ها را لوث می‌کند (این فقط خوش‌شانسی بود).

موفقیت هیچ‌وقت تصادفی اتفاق نمی‌افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می‌شود که روی شانسشان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و احتمال شکست خود را پایین می‌آورند.

 

  • دشمن

درست است که شما رقبایی دارید و برخی اوقات برای برد شما آن‌ها باید شکست را متحمل شوند (و برعکس) حتی در این صورت نیز در کسب‌وکار دشمنی وجود ندارد. دشمن مربوط به میدان جنگ است. کسب‌وکار برای بهتر کردن چیزهاست نه از بین بردن افراد. وقتی‌که شما با گفتن دشمن به رقبایتان از آن‌ها برای خودتان غول درست می‌کنید، گزینه‌های تجاری را روی خود می‌بندید. به خاطر داشته باشید که در دنیای تجارت، رقبای امروز اغلب شرکای فردا هستند.

 

  • عدم پذیرش

آیا عالی نیست اگر مردم همیشه با نظرات شما موافق باشند؟ خب! گاهی اوقات افراد نظرات شما را نمی‌پسندند یا حتی ممکن است خود شما هم با آن موافقت نداشته باشید.

شما می‌توانید این وقایع را به عنوان عدم پذیرش خودتان توسط دیگران قلمداد کنید و به ذهنیت خودتان آسیب برسانید یا این‌که درک کنید که واقعاً چه اتفاقی افتاده که نظرات شخص دیگری با نظرات شما هماهنگی ندارد. به جای این‌که از کلماتی استفاده کنید که به صورت خودکار شما را ضعیف می‌کند، روی تغییر دیدگاه خودتان یا دیدگاه شخص دیگر تمرکز کنید.

 

  • نفرت

در محیط کار معمولاً با جملاتی شبیه «من از رییسم نفرت دارم» یا «من از شغلم متنفرم» روبه‌رو می‌شویم. نفرت یک کلمه منفی است و در بدن انسان بیماری ایجاد می‌کند. هر بار شما این کلمه را به کار می‌برید مانند آن است که یک سلول سرطانی را در بدنتان آزاد می‌کنید. این قضیه کاملاً جدی است. نمی‌گویم که همه‌چیز باید برای شما شیرین و دوست‌داشتنی باشد، اما چرا باید ذهن خود را با نفرت داشتن از کسی یا چیزی آلوده کنیم؟

  • اما

مطمئنم که شما هم کسانی را می‌شناسید که نمی‌توانند درباره یک ایده، نقشه یا فعالیت خاص چیزی بگویند بدون اینکه جمله‌شان را با یک «اما» ناقص نکنند. مثلاً می‌‌گویند «بله ایده عالی است، اما…» یا «من موافقم که ما باید کاری کنیم، اما…» این کلمه یأس‌آور است و فرصت‌ها را از بین می‌برد. از بدل‌های دیگری که برای «اما» وجود دارد، استفاده کنید و به جای فرصت‌سوزی، فرصت ایجاد کنید. «و» یکی از بهترین آن‌هاست. دفعه بعد که خواستید از «اما» استفاده کنید به جای آن «و» را امتحان کنید و اثر آن را ببینید.

 

منبع: تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *