پیشگفتار

پیشگفتار

5 فرمان برای تفکر استراتژیک

وقتی کتاب «استراتژی اثربخش» را می‌نوشتیم، می‌دانستیم که در عرصه‌ی متفاوتی از استراتژی گام نهاده‌ایم: عرصه معانی عمیق، ادراکات تازه و دیدگاه‌های متفاوت، اما در مورد اینکه این عرصه تا چه حد مورد استقبال جوامع آکادمیک و محافل حرفه‌ای قرار می‌گیرد ایده‌ای نداشتیم.

کتاب منتشر شد، در عرض مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید، جایزه کتاب سال دانشجویی را از آن خود کرد، به‌کرات در محافل حرفه‌ای و آکادمیک ارائه شد و در بسیاری از مقالات و کتاب‌های دیگر مورد رجوع و استفاده قرار گرفت. ما در تمام این مدت از فرصت‌هایی که برای ارائه و ارزیابی این الگو پیش می‌آمد استقبال می‌کردیم: ده‌ها مورد (Case) واقعی کسب‌وکار با این الگو تحلیل شد، در کارگاه‌های پژوهشی متعددی با حضور مدیران حرفه‌ای، به محک آزمایش گذاشته شد، ابعاد مختلف الگو به مناسبت‌های مختلف مورد بحث قرار گرفت و در تمامی این شرایط، الگوی «استراتژی اثربخش» قدرت قابل‌توجهی را در تبیین موضوعات استراتژیک ارائه می‌کرد. ما در ورای این تعاملات جذاب و سازنده و به شوق ادراکات جدید، دائماً در جستجوی مفاهیم برجسته‌تر و مفیدتری برای توسعه دیدگاه استراتژیک مدیران بودیم و کتاب حاضر حاصل تلاش‌های ما در این راستاست: پنج فرمان برای تفکر استراتژیک.

هرچند رگه‌های اصلی نگارش ما در مورد استراتژی در مباحث مربوط به «جوهره استراتژی» در کتاب قبلی بیان شده بود ولی ما به دنبال شیوه‌ی مؤثرتری برای عرضه‌ی این مفاهیم بودیم. از همان ابتدای درک این موضوع به نظر رسید که ادبیات مربوط به «تفکر استراتژیک» رسانه مناسبی برای انتقال این مفاهیم به شمار می‌آید. برای استفاده مناسب از این ادبیات بیش از یک‌صد مقاله و چندین کتاب مرور شد و بیش از ۳۰ مقاله با استفاده از نرم‌افزار Atlas.ti مورد تحلیل و استنتاج مفهومی قرار گرفت. کم‌کم ساختاری از معانی پیرامون ایده‌های ما شکل گرفت که توانستیم بر اساس آن ایده‌های خود را بیان کنیم. برای فرآوری بیشتر موضوع، یک درس «تفکر استراتژیک» به عنوان مکمل درس «مدیریت استراتژیک» در سازمان مدیریت صنعتی طراحی و ارائه شد. این یک فرصت استثنائی و پرارزش برای پرورش و توسعه ساختار معانی بود. این برنامه پنج دوره به اجرا گذاشته شد و طی آن یافته‌های ما به «مدیر-دانشجویان» علاقه‌مند ارائه گردید. آنان از این دوره‌ها استقبال کردند. دانشجویان در نظرسنجی‌ها اظهار می‌داشتند که این دوره برای آنان بسیار مؤثر بوده و دیدگاه آنان را کاملاً عوض کرده است. آنان برای ما از ایجاد تغییرات بنیادی فکری با عمق زیاد نوشتند، تاز اینکه سیستم تفکر آنان به کلی عوض شده و بینش استراتژیک آنان توسعه یافته است. به نحو مشابهی همین دستاوردها برای ما نیز ایجاد شده بود، ولی به صورت هدف‌گرایانه و منظورمند. حالا دیگر مفاهیم مؤثری از توصیه‌های اساسی برای ایجاد بصیرت استراتژیک در مدیران شکل گرفته بود. مفاهیمی که طی یک سال کار به معماری اولیه کتاب حاضر تبدیل شد.

پنج فرمان برای تفکر استراتژیک، در واقع چکیده‌ی یافته‌های ما از تفکر استراتژیک است که به صورت سرمشق‌هایی برای تغییر رفتار فکری و نگرش مدیران توصیه می‌شود. ما بر این باوریم که این فرمان‌ها، در صورت پایبندی و ممارست، به بردارهای اساسی در شیوه نگرش استراتژیک تبدیل می‌شود و این مدیران را در مسیر «هوشیارانه‌ای» برای پاسخگویی به مسائل سازمان و محیط آن قرار می‌دهد. این تحول، دستیابی به یک «وضعیت» برتر نیست بلکه قرار گرفتن در جریانی از «کنش»‌های وضعیت‌ساز است. جریانی که سبب بازآفرینی مستمر باورها و دیدگاه‌ها در سطوح تکوینی می‌شود.

در این کتاب ما هر آنچه از این دوران سه‌ساله فراگرفته‌ایم را عرضه کرده‌ایم. یافته‌های ما در سه بخش ساختاردهی شده است. بخش اول کتاب به ارائه ادبیات تفکر استراتژیک می‌پردازد. برای این امر طی سه فصل ضرورت تفکر استراتژیک (فصل اول)، ماهیت، کارکرد و ویژگی‌های تفکر استراتژیک (فصل دوم) و چگونگی شکل‌گیری تفکر استراتژیک (فصل سوم) ارائه شده است. در انتهای این بخش بر پایه شناخت سه الگوی معتبر تفکر استراتژیک تشریح گردیده است.

بخش دوم کتاب به معرفی الگوی «پنج فرمان» برای تفکر استراتژیک اختصاص یافته است. در این بخش طی فصل‌های چهارم تا هشتم، پنج فرمان مربوط به تفکر استراتژیک تشریح شده و در بخش سوم (فصل نهم) جمع‌بندی این فرمان‌ها با مصادیق واقعی مقابله و ابعاد دیگری از موضوع نمایان شده است. این فصل ارتباط مفهومی بین کتاب حاضر و تألیف قبلی ما (استراتژی اثربخش) را نیز مشخص می‌سازد و بدین ترتیب ساختار عمیق‌تری از معانی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.

در ساختار کتاب «پنجره»‌هایی در کنار متن قرار گرفته که در آن توضیحات اضافی و یا مثال‌هایی از موضوع بحث ارائه شده است. چشم‌پوشی از این پنجره‌ها لطمه‌ای به رشته مباحث وارد نمی‌سازد، هرچند توجه به فضای این پنجره، حیطه‌ی درک موضوع را توسعه می‌بخشد.

شروع هر فصل کتاب با اشاره به یک «مورد» کسب‌وکار مرتبط در سازمان‌های ایرانی آغاز شده است. این سبک نه‌تنها ورود به موضوع را ملموس‌تر می‌کند بلکه یک مصداق واقعی برای توسعه و بحث در محافل آکادمیک و دانشگاهی را نیز فراهم می‌سازد.

امروز محیط کسب‌وکار با آمیزه‌ای از شناخت و ابهام مواجه است و مدیران در این محیط با طیفی از توانمندی‌های ادراکی و بصیرت از یکدیگر متمایز می‌شوند. این کتاب فراخوانی برای بازآفرینی است: بازآفرینی باورها، بازآفرینی شیوه تفکر و نگرش و بازآفرینی رفتارها. امید داریم آنچه ارائه شده است را در این «بازآفرینی» سودمند و در جهت‌گیری به سوی «موفقیت» راهنما و مفید بیابید و این دستاوردی است که انگیزه‌بخش ما برای ارائه‌ی این کار بوده است.

برگرفته از کتاب پنج فرمان برای تفکر استراتژیک، نوشته وفا غفاریان و غلامرضا کیانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *