6 درس بازاریابی ویروسی از سطل آب یخ!

6 درس بازاریابی ویروسی از سطل آب یخ!

6 درس بازاریابی ویروسی از سطل آب یخ!

این روزها در اغلب شبکه‌های اجتماعی ستاره‌ها، کارآفرینان، مدیران، ورزشکاران و سیاستمدارانی را می‌بینیم که در مشهورترین ماجرای این روزهای دنیا مشارکت کرده و می‌کنند: ماجرای سطل آب یخ.

شاید شما هم به عکس‌العمل دوستان و آشنایانتان پس از مواجهه با ماجرای سطل آب یخ خندیده باشید. اگر خودتان در این برنامه شرکت نکرده باشید، به احتمال خیلی زیاد ویدئوها و کلیپ‌های مربوط به آن را حتماً دیده‌اید. این ابتکار به جایی دست یافته که رؤیای هر بازاریابی است: جلب‌توجه گسترده و ویروسی جامعه در طول یک یا دو ماه.

چگونه این ابتکار ساده توانست مشارکت بزرگ‌ترین نام‌های شناخته‌شده – مثل بیل گیتس، شرلی ساندبرگ، مارک زاکربرگ، کوب بریانت، اپرا و فرماندار نیوجرسی کریس کریستی – را جلب کند؟

منافع ماجرای سطل آب یخ به انجمن بیماری ALS می‌رسد، جایی که به جذب بودجه برای تحقیقات و درمان آمیوتروفیک لترال اسکلروزیز (لوگریک) و مراقبت از بیماران آن اختصاص دارد. این موضوع با مشارکت پیت فریتس – از اهالی بورلی هیلز- رونق گرفت و گرم‌تر شد؛ کسی که خود نیز از سال 2012 دچار این بیماری شده است.

استارت‌آپ‌ها، شرکت‌های امروزی و همه انواع بازاریاب‌ها می‌توانند از موفقیت ماجرای سطل آب یخ درس بگیرند. کسانی که تلاش می‌کنند تا یک کمپین ویروسی اجرا کنند لازم است این قدم‌ها را بردارند:
1- هدف یا انگیزه را بشناسید

هدف ماجرای سطل آب یخ این بود که آگاهی در مورد وجود بیماری و جذب کمک‌های نقدی جهت تحقیقات آن را افزایش دهد و در این مسیر بیش از آن چه انتظار می‌رفت موفق شد. هدف عملیاتی، ساده و واضح است و چالش، نیازمند تلاش زیادی از طرف مشارکت‌کنندگان نیست: حضور در فضای مجازی برای اهدای مبلغ، یا ریختن یک سطل آب یخ روی سر و یا هردو.

امروزه مصرف‌کنندگان سادگی و پیام مستقیم را دوست دارند. آن‌ها عموماً برای فهمیدن پیام، زمان زیادی را برای خواندن تمامی یک متن، خبرنامه یا صفحه وب صرف نمی‌کنند. بازاریاب عزیز، سادگی دوست شماست.
2- مسئله را آسان و بامزه کنید

تماشای این‌که مردم آب یخ روی سرشان بریزند و در حالی که بدنشان را جمع کرده‌اند، جیغ می‌زنند یا درجا خشکشان زده، بامزه است. وب‌سایت‌ها سرشار از ویدئوها و تصاویر کسانی است که چالش را پذیرفته و این کار را انجام داده‌اند.

مردم دوست دارند بخندند؛ پس مخاطب خود را با ویدئو یا عکسی که از دیدنش لذت می‌برند سرگرم کنید. حفظ نشاط در همه موضوعات باعث می‌شود مردم با یک سازمان در جایگاهی انسانی ارتباط برقرار کنند و آن‌ها را ترغیب می‌کند تا از طریق مسیری قابل‌اعتماد در آینده مشارکت کنند.
3- به موضوع فوریت ببخشید

کسانی که به چالش دعوت شده‌اند فقط 24 ساعت فرصت دارند که مشارکت کنند. اگر می‌خواهید ایده‌ای شکوفا شود، محدوده زمانی را آن‌قدر کوتاه کنید که به سرعت روند پروژه را به پیش ببرد. با قرار دادن ضرب‌الاجل برای مخاطبین، انجام دادن آنچه از آن‌ها خواسته‌اید، برایشان اولویت بالاتری پیدا می‌کند.
4- ضریب رشد را در نظر بگیرید

این چالش از مشارکت‌کنندگان می‌خواهد تا سه نفر دیگر را برای مشارکت در این چالش دعوت کنند و به این روش ضریب رشد قابل‌توجهی در کمپین ایجاد می‌کند.

تا جایی که امکان دارد اجازه بدهید مصرف‌کنندگانی که در یک کمپین ابتکاری شرکت می‌کنند، بتوانند شبکه ارتباطی خود را هم در آن موضوع درگیر کنند تا از شیرینی اضافه شدن دیگران به این تجربه هم لذت ببرند. بازاریاب با این کار نرخ نمایش برند را افزایش می‌دهد.
5- ایده را در رسانه‌های مختلف منتشر کنید

اخبار ماجرای سطل آب یخ، در بستر رسانه‌های اجتماعی مختلفی شامل فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام و یوتیوب منتشر شد. اگر امید دارید که ایده یا کمپین شما به شکل ویروسی منتشر شود، امکان بازنشر اخبار آن را در بسترهای مختلف فراهم و آسان کنید و برای عدم مشارکت مخاطبین دلیلی باقی نگذارید.
6- به مشارکت‌کنندگان احساس خوبی بدهید

همه دوست دارند نسبت به خودشان حس بهتری پیدا کنند. ماجرای سطل آب یخ برای یک مسئله درمانی کمک مالی جذب می‌کند و فارغ از میزان کمک، مشارکت‌کنندگان در آن حس خوبی پیدا می‌کنند؛ چرا که به کسانی که نیاز دارند کمک می‌کنند.

بعلاوه این چالش، در مشارکت‌کنندگان حس اتحاد ایجاد می‌کند: آن‌ها در احساسات مثبت و هدفشان با افراد بزرگ و مشهور اشتراک پیدا می‌کنند.

راه‌اندازی یک کمپین ابتکاری مثل این به مشارکت‌کنندگان برای برقراری ارتباطی عاطفی با یک سازمان اجازه و امکان می‌دهد و فرصتی برای گفتگو میان آن‌ها فراهم می‌کند.

 

منبع: ام بی ای نیوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *