6 گروه از افرادی که هرگز موفق نمی‌شوند

6 گروه از افرادی که هرگز موفق نمی‌شوند

Namovafaq

شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که نمی‌توانند بخش عمده‌ی انرژی‌شان را در محیط کسب‌وکار، صرف کارشان ‌کنند. برخورد با دیگران،‌ شنیدن حرف‌های منفی اطرافیان، بحث‌های بی‌فایده، مواجهه با شایعه‌ها، مبارزه با اخبار منفی و ده‌ها فعالیت دیگر، بخش عمده‌ای از انرژی روزانه ما را تلف می‌کند، بدون اینکه به نتیجه خاصی رسیده باشیم. اگر کمی انصاف به خرج دهیم باید قبول کنیم که گاهی، خود ما هم نمونه‌ای از افرادی هستیم که موجب چنین مسائلی می‌شوند. الگوهای رفتاری خاصی وجود دارند که برخی کارکنان، در سازمانها به سراغ آن‌ها می‌روند. این الگوها، مسیر رشد و پیشرفت را برای آن‌ها کند و گاهی متوقف می‌کند و معمولاً پس از چند دهه کار و تلاش، مشاهده می‌کنیم که در نزدیکی همان نقطه‌ای که کار را شروع کرده بودند، بازنشسته شده‌اند!

Namovafaq

افراد ترسو

افراد ترسو، مشکلات زیادی را در محیط کار ایجاد می‌کنند. اگر از اخراج شدن بترسند، هرروز تمام وقت خود را صرف جستجوی کسانی می‌کنند که ممکن است وسیله‌ی اخراج آن‌ها را فراهم کنند. یا اینکه از صبح تا عصر، در جستجوی متهم کردن دیگران در محیط کار هستند. این نوع افراد باور دارند که اگر فرد دیگری متهم به سرقت، کم‌کاری، ضعف و … باشد، تا زمانی که تبرئه شود، انگشت اتهام و تهدید به سوی آن‌ها نشانه نخواهد رفت!

 

غیرهمدل‌ها

کسانی که اصلاً همکاران خود را درک نمی‌کنند. برای آن‌ها شرایط کار و زندگی همکاران مهم نیست. حتی گاهی احساس زیرکی خاصی هم می‌کنند. یکی از همکاران برای ویزیت و فروش محصول به سطح شهر رفته و پس از اینکه در گرما عرق ریخته و به شرکت بازگشته، از همکارش می‌شنود: «خیلی خوش گذروندی‌ها! ما که اینجا کنار دست مدیرعامل،‌ بدبخت شدیم. تو برای خودت رفتی تو شهر چرخیدی!».  یکی دیگر از همکاران، برای شرکت در مراسم فوت یکی از بستگان مرخصی گرفته و با هزار سختی و هزینه به شهرستان رفته و حالا که برمی‌گردد از همکار خود می‌شنود: «خوب شد! به بهانه‌ی فوت فلانی، یک استراحت حسابی هم کردی!». جملات از این دست کم نیستند: «تو که مجردی و از این دردسرهای ما نداری. این مأموریت را تو برو.» یا اینکه: «تو که متأهلی، حداقل این مأموریت را تو برو، چند روزی بتوانی دور از کانون گرم خانواده لذت ببری!»

همه‌ی جملات بالا، یک ویژگی مشترک دارند. هیچ نوع همدلی در آن‌ها دیده نمی‌شود. هر کسی تلاش خود را ارزشمندتر از دیگران و سختی‌های خود را بیشتر از دیگران می‌بیند. «همدلی با دیگران» یکی از مهم‌ترین فاکتورهای مطرح در هوش هیجانیاست و کسانی که از آن بی‌بهره باشند، به سختی ممکن است بتوانند مسیر رشد پایدار و مطمئن را در سازمانها طی کنند.

بپذیریم که بقیه هم سختی‌های خودشان را دارند و مرغ همسایه، همیشه غاز نیست!

 

شایعه‌پردازان

همیشه از شایعه‌پردازان فاصله بگیرید. اگر آن‌ها شایعه‌ای را با شما مطرح می‌کنند، به خاطر دوستی نزدیک با شما نیست. بلکه به خاطر «لذت شایعه‌پراکنی» است. آن‌ها فردا هم، به سادگی خبر یا شایعه‌ای را که به شما مربوط است برای دیگران تعریف می‌کنند. اگر گیر چنین افرادی افتادید، مهم نیست چه می‌کنید، فقط با آن‌ها موافقت نکنید. آن‌ها پس از کسب نظر موافق شما، برای نفر بعد، شایعه را از قول شما نقل خواهند کرد! کافی است او بگوید: «میدانی که فلانی با مدیرش رابطه‌ی نامشروع دارد؟ بی‌دلیل که ارتقاء پیدا نکرده…». کافی است شما در سکوت لبخندی بزنید. برای نفر بعدی از قول شما نقل خواهد کرد که: «از … شنیدم که می‌گفت فلانی با مدیرش رابطه‌ی نامشروع داشته و به همین دلیل ارتقاء پیدا کرده!»

 

اهل عذرخواهی

هیچ‌وقت صحبت‌ها و جلسات خود را با عذرخواهی شروع نکنید. مگر اینکه واقعاً تخطی کرده باشید. بله! اگر دیر به جلسه رسیده‌اید و همه منتظر شما هستند، منطقی است که جلسه را با عذرخواهی شروع کنید. اما اگر اسلایدهایی را آماده کرده‌اید و به نظر خودتان اسلایدهای خوبی است، منطقی نیست که در شروع ارائه بگویید: «از اینکه اسلایدها خیلی حرفه‌ای نیستند، عذر می‌خواهم…». با همین یک جمله، مخاطب بر روی ایرادهای اسلاید شما متمرکز خواهد شد.

اگر صورت هزینه‌های یک مسافرت کاری را آورده‌اید، لازم نیست این‌گونه شروع کنید که: «ببخشید. گزارش من خیلی دقیق نیست اما به اندازه‌ی امکان تلاش کرده‌ام…». مدیر شما از همان ابتدا،‌ نکات غیردقیق گزارش شما را جستجو خواهد کرد. تلاش کنید خودتان، قبل از شروع یک گفتگو، اعتبار خود را از بین نبرید…

 

بازندگان

مهم نیست در کدام مرحله از کار و زندگی باشید. مهم نیست که آخرین موفقیتی که به دست آورده‌اید چه بوده است. همیشه کسی هست که مطمئن باشد، موقعیت فعلی شما به خاطر پدر شماست. حقوق زیاد شما به خاطر زیبایی شماست. موفقیت شما در دانشگاه به خاطر ساده بودن کنکور آن سال بوده است. چون متولد فلان ماه بوده‌اید، مهارت ارتباطی شما بهتر است. چون اسم شما با فلان حرف آغاز می‌شده…

آن‌ها هزار دلیل نامربوط دارند تا به شما- و در واقع به خودشان – ثابت کنند که موفقیت شما به خاطر تلاش‌هایتان نبوده است. این‌گونه افراد، عموماً بازندگانی هستند که با یافتن توجیه‌های غیرمنطقی برای موفقیت‌های بقیه، توجیهی منطقی برای شکست خود جستجو می‌کنند. نسل این افراد هرگز منقرض نمی‌شود. اما شاید بتوانید تا حد امکان از آن‌ها فاصله بگیرید.

 

گروهاندیشان

گروه‌اندیشان، کسانی هستند که مانند هم فکر می‌کنند. الزاماً همه اندیشه‌ها و افکار آن‌ها درست نیست. اما چون یک گروه را تشکیل داده‌اند، از نظرات یکدیگر حمایت می‌کنند. این‌ها همان کسانی هستند که باعث می‌شوند تکنولوژی‌های کارخانه،‌ به‌روز نشوند؛ دستورالعمل‌های قدیمی، باقی بمانند و اصلاح نشوند؛ اعضای جدید یا به سازمان وارد نشوند یا اگر وارد شدند، ایزوله شوند و در قرنطینه قرار بگیرند. همان‌هایی که همیشه هزار داستان آماده دارند که چرا برنامه‌های تغییر و تحول قرار است شکست بخورد!

پیدا کردن و تشخیص این افراد کار سختی نیست. حتی اگر همین امروز به شرکت وارد شده باشید. آن‌ها به صورت گروهی با هم می‌نشینند. فرد جدیدی را به سادگی داخل گروهشان راه نمی‌دهند. همه کسانی را که در بخش‌های مختلف سازمان کار می‌کنند، مسخره می‌کنند و مراقب هستند که هیچ اتفاق جدیدی در روند تکراری زندگی سازمانی آن‌ها روی ندهد.

در مواجهه با این افراد، دو گزینه پیش رو دارید: می‌توانید به جنگ آن‌ها بروید که این خطر وجود دارد که به مشکلات و ضعف‌های مختلف متهم شوید. کار خود را از دست بدهید. خسته شوید و حتی در اجرای برنامه‌های خود شکست بخورید. یا می‌توانید با آن‌ها همراه شوید که در این صورت روزهای ساده و لذت‌بخشی خواهید داشت. اما به نیروی کار فرسوده‌ و ناتوانی تبدیل خواهید شد که هیچ سازمان دیگری هرگز علاقه‌ای به جذب و به‌کارگیری شما نخواهد داشت. انتخاب با شماست!

این نوشته از ایده‌های مولی کین درباره افراد ناموفق در نشریه‌ی فوربس، برگرفته شده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *