داستان

۲۸ دی ۱۳۹۳
SitePic

فصل ۱۰- گلف باز عشق واقعی به گلف را کشف می کند

«به زبان ساده، آن حالت عشق است، عشق به بازی. وقتی یاد گرفتی به هر موقعیتی که در آن قرار داری عشق بورزی، حتی موقعیت های فوق العاده سخت که […]
۲۷ دی ۱۳۹۳
SitePic

فصل ۶_ وسوسه دوم (۱)

اندرو نفس عمیقی کشید. -از قرار معلوم هوا پسه. این جوری بوش می آد. -هوا پس نیست، کار یک خورده مشکله. قبلاً هم که گفتم مدیر عامل بودن ساده نیست، […]
۱۳ دی ۱۳۹۳
SitePic

گلف باز تجسم کردن ضربه ها یش را یاد می گیرد

گلف باز به پیر مرد نگاه کرد و با خو فکر کرد: هیچ کس تا به حال با من این طور حرف نزده است. با این دغدغه و توجه. با […]
۰۸ دی ۱۳۹۳
SitePic

عادی کردن روابط

  کمابیش شش ماهی می شد که حجمی پیشنهاد قائم مقامی در منابع انسانی را به شرکت گرین ویچ داده بود. به خاطر داشت که وینس گرین پس از آگاهی […]
۲۵ آذر ۱۳۹۳
انفجار سقف

جک: سخنی از درون‌دل ۴ – انفجار سقف ۱

گیج کردن افراد در زمان ناتوانی و ضعف، آنان را به حالتی که من آن را «گردباد الکتریک» می‌خوانم گرفتار می‌سازد. این حالت می‌تواند در هر جایی پدید آید. زمانی […]
۲۴ آذر ۱۳۹۳
وسوسه

وسوسه اول

  اندی بگو ببینم بهترین روز زندگانی شغلی تو روزی بوده؟ اندرو می خواست به پیر مرد بگوید مرا اندی صدا نکن. از دوران دانشکده سعی کرده بود کسی او […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بیرون آمدن از درون انبوهه – 2

بنابراین به نزد کوپلن رفتم و استعفا دادم. درست در زمانی که می‌خواستم سوار بر خودرو به سرتاسر کشور از نو سفر کنم، رئیس کوپلن مرا به دفتر خود فراخواند. […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بنا کردن اعتماد به نفس – 6

همین حالت برای بسیاری از پرسش‌های کسب‌وکار صادق است. فراگرد فکر کردن شما را به نزدیک‌ترین نقطه میان سیاهی و کبودی هدایت می‌کند. به ندرت پاسخی سیاه یا سفید وجود […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بنا کردن اعتماد به نفس – 5

بیش از دو هفته در پردیزه دانشگاه نبودم که با دختر زیبایی آشنا شدم و از او دعوت به شام کردم. این شام شب شنبه چنان دلپذیر بود که ما […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بنا کردن اعتماد به نفس – 4

طولی نکشید که مادرم توپ را پیدا کرد و از من پرسید که آن را از کجا آورده‌ام. هنگامی که من اعتراف کردم که آن را دزدیده‌ام، او اصرار ورزید […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بنا کردن اعتماد به نفس – 3

بیشتر اوقات روی تپه چمنزار نزدیک به جایگاه پیشخدمت‌ها در انتظار سووینی سرپرست گروه پیشخدمت‌ها می‌نشستیم تا او نام ما را بخواند. سووینی مردی بلندقد، لاغراندام با مویی پیچ‌دار و […]
۰۸ آذر ۱۳۹۳
جک: سخنی از درون دل

بنا کردن اعتماد به نفس – 2

با این همه من هرگز به آن آگاه نبودم یا آن را احساس نمی‌کردم. امروز، به آن عکس‌ها نگاه می‌کنم و به کوچکی اندام خود می‌خندم. به‌راستی خنده‌دار است که […]