۱۷ شهریور ۱۳۹۳
گلف باز و میلیونر

گلف باز و میلیونر – 2 – گلف باز با یک آدم غیرعادی برخورد می‌کند

سوار ریویرا شد، ساک مشکی‌اش را روی صندلی بغلی انداخت و استارت زد. موتور بعد از چند پت‌پت بلند، خاموش […]
۳۱ شهریور ۱۳۹۳
گلف باز و میلیونر

گلف باز و میلیونر – 4 – گلف باز راه درست تمرین کردن را یاد می‌گیرد

تا بازگشت میلیونر به زمین تمرین، رابرت پنجاه ضربه‌ی پات با فواصل مختلف را گل کرده بود. میلیونر چند دقیقه […]
۱۰ مهر ۱۳۹۳
گلف باز و میلیونر

گلف باز و میلیونر – 6 – گلف باز یاد می‌گیرد که تحت تأثیر وقایع قرار نگیرد

شکسپیر می‌نویسد: «خوب است که به خوب ختم می‌شود.» اما در گلف باید گفت بد است که آغازگر بدی است. […]
۲۳ مهر ۱۳۹۳
گلف باز و میلیونر

گلف باز و میلیونر – 7 – گلف باز به راز تجسم پی می‌برد

رابرت که هنوز از هوش روباه کوچولو مبهوت بود و درحالی‌که باعجله از جنگل خارجمی شد، پای راستش رفت داخل […]
۱۰ آبان ۱۳۹۳
گلف باز و میلیونر

گلف باز و میلیونر – 8 – گلف باز نیروی درونی خود را کشف می‌کند

«قبل از زدن آن ضربه شروع که میان درخت‌ها افتاد، آخرین چیزی که به آن فکر کردی چه بود؟» «آخرین […]